ایران املاک | املاک ایران | املاک تهران | املاک کرج | املاک اصفهان | املاک منطقه 22
لینک صفحات ایران و ایرانیان
یکشنبه 10 آبان 1394 ساعت 08:43 | بازدید : 108 | نویسنده : ایران املاک | ( نظرات 0 )

ایران و ایرانیان

1

کلیک کنید:  ایران بزرگ تاریخی

2

کلیک کنید:  زبان شیرین پارسی

3

کلیک کنید:  فرهنگ نام های ایرانی

4

کلیک کنید:  فرهنگ واژگان پارسی

5

کلیک کنید:  شاعران ایران

6

کلیک کنید:  فلاسفه ایران

7

کلیک کنید:  نویسندگان ایران

8

کلیک کنید:  تاریخ نویسان ایران

9

کلیک کنید:  راه راستی ایرانی

10

کلیک کنید:  بیابان های ایران

11

کلیک کنید:  جنگل های ایران

12

کلیک کنید:  کوه های ایران

13

کلیک کنید:  دریاچه های ایران

14

کلیک کنید:  فرهنگستان های ایران

15

کلیک کنید:  موزه های ایران

16

کلیک کنید:  تمدن نمونه ایران

17

کلیک کنید:  غذا های خوب ایرانی

18

کلیک کنید:  آب گرم های ایران

19

کلیک کنید:  گیاه هان دارویی ایران

20

کلیک کنید:  دیدنی های جالب ایران

21

کلیک کنید:  جغرافیای عمومی ایران

22

 

23

 

24

 

25

 

26

 

27

 

28

 

29

 

30

 

ارگ   http://arq.ir


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


پژوهشگران نوین تاریخ ایران
یکشنبه 10 آبان 1394 ساعت 08:43 | بازدید : 112 | نویسنده : ایران املاک | ( نظرات 0 )

پژوهشگران نوین تاریخ ایران

   پیش گفتار

      از ابتدای قرن 20 تاریخ نویسی جدید در ایران شروع شد،  تقریباً تمام این تاریخ نویسی ها،  مشابه و یا کپی برداری از کار های خارجی بود،  یعنی آنچه را که استعمار گران قبل از قرن 20 نوشته بودند،  یا به فارسی ترجمه یا باز نویسی کردند.  اما در این میان عده انگشت شماری تحقیقات مستقل ملی و مردمی داشتند،  و با سبک تاریخ نویسی ایرانی پژوهش هایی کردند،  در این صفحه از این عزیزان یاد می کنم و به مرور ادامه می دهم.

زنده یاد احمد حامی

            مهندس احمد حامی،  ملقب به پدر راه‌ های ایران،  و پایه گذار صنعت مهندسی راه و ساختمان در دانشکدهٔ فنی دانشگاه تهران،  و از موسسین دانشگاه تهران است.  زنده یاد گفته های بزرگی داشت:

   * ــ  این مملکت عاشق می‌ خواهد، هیچ وقت نگویید نمی‌شود،  بگویید چگونه می‌شود،  و حرکت کنید،  تحقیق و کار را شروع کنید.

   * ــ  اگر می خواهید مهندس شوید،  باید  دستکشها را در آورید،  و با دستتان گل را لمس کنید،  مهندسی که خاک وطنش را نشناسد،  هیچوقت مهندس نمی شود.

      استاد احمد حامی،  در سال 1286 خورشیدی،  در یکی از محلات قدیمی تهران متولد شد،  و پس از طی تحصیلات ابتدایی،  در مدارس توفیق و حسینیه،  سپس متوسطه خود را در دبیرستان دارالفنون به پایان رساند،  و با موفقیت در آزمون اعزام به خارج،  جزو نخستین گروه از دانشجویان ایرانی در سال 1308 راهی برلین شد.  وی حدود یک سال بعد به تهران بازگشت،  و سپس عازم سوییس شد،  و توانست مهندسی راه و ساختمان را از پلی تکنیک زوریخ دریافت کند.  استاد حامی،  نخستین ایرانی بود که موفق شد بین دانشجویان سایر کشورها،  رشته راه و ساختمان را با درجه ممتاز به پایان رساند،  و به دریافت جایزه ویژه‌ این دانشگاه نایل شود.

      عشق بی پایان استاد به ایران و آگاهی ایشان از نیاز کشور به افراد تحصیل کرده،  موجب شد که در 1315،  به ایران باز گردد،  و همزمان با خدمت نظام وظیفه،  به ‌عنوان رییس راه استان در وزارت راه شروع به کار کند.  یکی از کار های تاریخی وی آسفالت کردن خیابان های تهران،  و ساخت ساختمان های دانشگاه تهران است،  وی دوازده سال از یونان تا ایران را پیاده سفر کرد،  و حاصل این سفر کتاب بود بنام:  سفر جنگی اسکندر مقدونی به درون ایران و هندوستان، بزرگترین دروغ تاریخ.

      استاد حامی در کنار 46 سال تدریس مداوم در دانشکده فنی دانشگاه تهران،  در سایر دانشگاه‌ ها از جمله دانشگاه امیرکبیر،  دانشکده فنی دانشگاه تبریز،  دانشگاه فارابی اصفهان،  نیز به تربیت دانشجویان و مهندسان کشور همت گمارد.  شخصیت چند بعدی استاد،  این امکان را به ایشان می‌داد،  که علاوه بر امور دانشگاهی،  به امور اجرایی نیز بپردازد.  از این رو مسؤولیت‌ هایی نظیر:  مدیریت اداره ارتباطات در سازمان برنامه،  مدیریت کل راه‌ها در وزارت راه،  و معاونت فنی وزارت،  مشارکت در بسیاری از طرح‌های عمرانی،  از جمله راه آهن میانه و شاهرود،  که از شاهکار های مهندسی ایران می‌باشد،  را برعهده گرفت.  در کنار آنها همکاری نزدیکی با،  مرکز مطالعات سیاسی وزارت امور خارجه،  و سازمان برنامه و بودجه،  در تدوین مقررات و مشخصات فنی داشت،  و در ایجاد مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن مشارکت فعالی را اعمال کرد.  سمت وی در مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن،  مشاور عالی ساختمان و مصالح ساختمانی بود،  و در بنیانگذاری سازمان برنامه و بودجه سابق،  یا سازمان مدیریت و برنامه ریزی فعلی،  نیز همکاری تاثیرگذاری داشته است.  اطلاعات بسیار دقیق استاد از خصوصیات زمین‌شناختی،  و جغرافیای مناطق مختلف ایران،  این امکان را به ایشان داد،  که بسیاری از معادن کشور،  از جمله معادن سیمان در جاجرود و آبگرم،  معدن ماسه‌ سیلیسی در فیروز کوه،  معدن قیر معدنی در بهبهان،  کانولن در جاجرود و میانه را کشف کند.

      زنده ‌یاد مهندس حامی،  علاوه بر تحقیق و بررسی پیرامون وضعیت خاک و معادن کشور،  مطالعات گسترده‌ای در زمینه‌ تاریخ تمدن و فرهنگ ایران انجام داد.  مطالعاتی که به ارایه نظریاتی در مورد خط فارسی،  ریشه تاریخی نام مناطق ایران،  رد حمله اسکندر مقدونی به ایران،  و نیز چگونگی انقراض سلسله‌ ساسانی انجامیده است.  مجموعه‌ آثار مکتوب استاد،  دامنه وسیعی از موضوعات را فرا می‌گیرد،  که از آن جمله می‌توان به کتاب‌های زیر اشاره کرد: مصالح ساختمانی، سیمان‌های طبیعی، نسوز، آسفالت گوگردی، راههای ایران در گذشته و آینده، روسازی آسفالتی خیابان‌های تهران، ماشین‌های متراکم‌ کننده زمین‌های خرده سنگی، برآورد ساختمان‌ها، آب‌یابی، آب‌رسانی، آب‌یاری، آب‌سنجی در ایران باستان، سفر جنگی اسکندر مقدونی به درون ایران و هندوستان بزرگترین دروغ تاریخ و هلنیسم دروغی بزرگ درباره فرهنگ ملتی کوچک.  از استاد حامی علاوه بر آثار علمی تخصصی، تحقیقات و کتاب‌ هایی نیز در زمینه‌ های فرهنگی، ادبی و تاریخی،  به جای مانده که از جمله آنها می‌توان به کتاب، ‌  خط فارسی و...

   احمد حامی: .... من گفته و نوشته‌ام که تخت جمشید نسوخته است،  و این ‌را از دید شیمیایی بررسی کرده‌ام.  تخت جمشید روی سنگ آهک،  و با سنگ آهک ساخته شده است. ... اگر تخت جمشید در آتش سوخته بود، باید سنگ‌های بالا تنهٔ آن در شعله‌های آتش و سنگ‌های پایین تنهٔ و کف آن،  زیر جسم های سوزان فرو ریخته، هم پخته باشند. آب باران و برف،  با پوستهٔ سنگ آهک پخته،  ترکیب آهک شکفته داده باشد،  و آنرا شسته باشد.  سنگ‌ هایی را که تازگی از زیر خاک بیرون آورده‌اند،  به ویژه سنگ های ازاره و کف،  همگی سالم‌اند و آج تیشهٔ سنگ‌تراشان زمان هخامنشی،  روی آنها هنوز بجا مانده است.  این نیز می‌رساند که تخت جمشید نسوخته است ... ادامه در کتاب:  سفر جنگی اسکندر مقدونی به درون ایران و هندوستان، بزرگترین دروغ تاریخ،  و تکرار در کتاب:  اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست،  باز نویسی شده در:  حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ.

عکس مرحوم احمد حامی،  عکس شماره 1812.

پری تاریخ ایران

      از روزی که کتاب:  اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست،  بدستم رسید،  تاکنون در باره آن،  و نویسنده و پژوهشگر گرامی کتاب،  بانو پرنیان حامد،  مطلبی در وبلاگ ننوشتم،  بهمین جهت چند سطر می نویسم.  درست از زمانی که پرنیان حامد به شبه حرا رفت،  تا با تنظیم بخشی از مانیفست تاریخ ایران،  اسکندر ایران را از چنگال عفریت جهل و دروغ نجات دهد،  من نیز در آن زمان وبلاگ خود را بدین منظور به پرواز درآورده بودم.  می دانستم که اسکندر شاهزاده ایرانی است،  چون اصول بنای تاریخ اجتماع را می دانستم،  بهمین جهت او نمی توانست از گریس ساختگی باشد،  زیرا خود هلنها غرق در افسانه ها و خدایان عاریه گرفته بودند.  می دانستم اسکندر ایرانی است،  اما چگونه و با چه ترکیب تاریخی،  و برداشت تاریخ نویسی،  همیشه آرزو می کردم،  یک پری زیبا دانش،  با قلم ایرانی از دل تاریخ آریایی بیاید،  و این چگونگی را بگوید.  تا اینکه چند ماه پیش پری افسانه های تاریخی ایران،  یا پری آرزو هایم،  کبوتر سفید نامه رسانی را نزد من فرستاد،  با خواندن ایمیل دیدم به آرزویم رسیده ام،  و اینک اسکندر آزاد شده،  و گویا جهل و دروغ دارد از تاریخ ایران ریشه کن می شود.

      بیش از یک قرن است که تاریخ نویسان ایران در انواع تاریخ نویسی آموزشی و عمومی،  فقط مترجم و طوطی پرت و پلا های بیگانگان بوده و هستند،  غریبه هایی که تاکنون برای ما خیر و خوبی نداشته اند.  انگشت شمار محقق تاریخ ایران داریم،  که مستقل و فقط با حساب از توانایی های بالای تاریخ ایران بزرگ،  به پژوهش پرداخته اند.  یکی از این عزیزان میهن دوست بانو پرنیان حامد است،  که با این کار شگرف،  اولین گام تشریحی شیوه تاریخ نویسی ایرانی را آغاز نموده است.  این سبک مرز های تاریخ نویسی ایرانی را،  با انواع غربی آن کاملاً مجزا کرده،  و راه نوین تاریخ نویسی ایرانی را گشوده است.  بنظر من این سبک کار،  تحول بزرگی را ایجاد می کند،  و بزودی به سیستم آموزشی تمام کشور های قاره کهن هم می رود،  و همه ملل را از دروغ های تاریخی نوشته شده استعمار و امپریالیسم و عوامل آنها نجات خواهد داد.  می دانم و امید دارم هر چه زودتر همه جوانان با هوش ایران،  با مطالعه این کتاب،  سبک کار جدید را با تکنولوژی های نوین در هم می آمیزند،  و با تحقیقها و تحلیل های بیشتر،  تمام تاریخ شیرین ایران را،  از چنگال عفریت جهل و دروغ نجات می دهند.

کلیک کنید:  سایت های تاریخی ایران

کلیک کنید:  نامداران تاریخ نگار باستان

کلیک کنید:  استراتژی ملی مردمی در ایران

زنده یاد ابراهیم پورداود

   پیش گفتار

      تعدادی از جوانان باهوش هم میهنم خواستند،  همانگونه که از زنده یاد احمد حامی نوشته ام،  از پورداود هم بنویسم.  متن زیر زندگی نامه زنده یاد ابراهیم پورداود را از اینترنت،  بویژه از ویکی پدیای فارسی نوشتم،  و تحقیقات مستقل خودم نمی باشد،  با تعلیل و تحلیل های جدید ادامه می دهم،  و بازنویسی می کنم.

   زندگی نامه ابراهیم پورداود

      ابراهیم پورداود تولد۲۰ بهمن ۱۲۶۴، رشت،  مرگ ۲۶ آبان ۱۳۴۷، تهران،  ایران ‌شناس معاصر، اوستا شناس، نخستین مترجم فارسی اوستا و استاد فرهنگ ایران باستان و زبان اوستایی در دانشگاه تهران.  نام پدرش داوود بود و در ۲۰ بهمن ۱۲۶۴ در محلهٔ سبزه‌ میدان شهر رشت،  در خانواده‌ای ملاّک و بازرگان به دنیا آمد.  در پنج یا شش سالگی به مکتب میرزا محمدعلی رفت،  که محل آن اکنون آرامگاه پدر و برادران و خود اوست.  سپس تحصیلات مقدماتی زبان فارسی و عربی را در مدرسه حاجی حسن رشت،  به مدیریت سید عبدالرحیم خلخالی انجام داد.  زمانی که در مدرسهٔ حاجی‌ میرزا حسن در سلک طلاب درس می‌آموخت،  به مرثیه ‌گویی پرداخت و دوستانش به وی تخلص «لسان» دادند.  در ۱۲۸۴خ،  در ۲۰سالگی به همراه برادر و استادش عبدالرحیم خلخالی به تهران رفت،  و به آموختن طب قدیم پرداخت،  و از محضر محمد حسین‌ خان سلطان‌ الفلاسفه بهره برد.

      در ۱۲۸۷ شمسی از راه قم،  سلطان‌آباد (اراک امروزی)، کرمانشاه، بغداد و حلب به لبنان رفت، در بیروت در مدرسهٔ لوئیک به فرا گرفتن زبان و ادبیات فرانسه پرداخت،  و در همانجا نام پورداوود را بر خود نهاد (برادرانش نام های داوود زاده و داوودی را برگزیدند).  پس از دوسال و نیم اقامت در بیروت برای دیدار خانواده به رشت برگشت،  و پس از مدتی در شهریور ۱۲۸۹ راهی فرانسه شد.  در همانجا بود که با سید محمدعلی جمالزاده (متوفی ۱۳۷۷ش) دوست شد.  سپس به ایران بازگشت و بعد از اقامتی کوتاه در رشت،  رمضان ۱۳۲۸،  از راه باکو و وین به فرانسه عزیمت نمود،  و نخست در دبیرستان شهر بووه نام‌ نویسی و خود را برای ورود به دانشکده حقوق آماده کرد،  آنگاه در رشته حقوق دانشگاه پاریس به تحصیل پرداخت،  و از محضر درس شارل ژید و پلانول استفاده کرد.

      در جمادی‌الاولی ۱۳۳۲ با یاری محمد قزوینی نشریه ایرانشهر را منتشر ساخت،  که در شعبان همان سال پس از نشر سه شماره،  و آغاز جنگ جهانی اول تعطیل شد.  شش ماه اول از دوره جنگ را در پاریس به سر برد،  ولی بر اثر شور جوانی و میهن ‌دوستی و تبلیغات آلمانی‌ها،  بر آن شد که پاریس را ترک کند.  در ۱۳۳۳ به بغداد رفت و در ۲۹ رمضان همان سال تا ۲۹ جمادی الاولی سال بعد،  به یاری محمدعلی جمال‌زاده روزنامه رستخیز را منتشر کرد.  با پیشروی انگلیسی‌ها و تسخیر کوت‌العماره،  پورداود راهی کرمانشاه شد،  و چند ماهی آنجا ماند،  چون آن شهر به دست روس‌ها افتاد،  شبانه به قصر شیرین رفت،  و به بغداد باز گشت و در آن هنگام ترکان عثمانی از انتشار رستخیز جلوگیری کردند.  ناگزیر وی از آنجا به حلب و سپس به استانبول رفت،  و چون در آنجا از خروج او ممانعت کردند بعد از مدتی به قصد اقامت در سویس،  از راه بالکان به برلین رفت.  آلمانی‌ها نیز از خروج وی از کشور شان ممانعت کردند،  و او تا پایان جنگ جهانی اول و مدتی پس از آن در آنجا ماند.

      در سال ۱۲۹۵ در دانشگاه برلین،  و سپس در دانشکدهٔ ارلانگن به ادامهٔ تحصیل در رشتهٔ حقوق پرداخت،  در آنجا با سید حسن تقی‌زاده آشنا شد،  و در نشر مجلهٔ کاوه با او همکاری کرد. همکاری با تقی‌زاده و نیز با محمد قزوینی و آشنایی با خاورشناسان آلمانی از جمله یوزف مارکوارت تأثیری ژرف بر اندیشهٔ او نهاد،  و او را بیش از پیش به تحصیل و تحقیق دربارهٔ ایران باستان علاقه‌مند ساخت.  در شهریور ۱۲۹۹ با دختر یک دندان‌ پزشک آلمانی ازدواج کرد،  و در تیرماه ۱۳۰۱ یگانه فرزندش پوراندخت به دنیا آمد.  پورداود در ۱۳۰۳ به همراه خانواده به ایران بازگشت،  در مهر ۱۳۰۴ به دنبال دعوت پارسیان هند به هندوستان رفت،  و دو سال و نیم در آنجا ماند،  و به انتشار بخشی از ادبیات مزدیسنا و گزارش اوستا پرداخت،  و چند سخنرانی دربارهٔ تمدن ایران باستان از جمله شرح آتش بهرام،  پیشوایان دین مزدیسنا، تقویم و فرق دین مزدیسنا، زبان فارسی، فروردین، دروغ، و ایران قدیم و نو ایراد کرد.

      در ۱۳۱۱ به دنبال درخواست رابیندرانات تاگور،  از سوی دولت ایران برای تدریس فرهنگ ایران‌ باستان به کشور هندوستان رفت،  و در دانشگاه ویسوبهارتی به تدریس پرداخت.  ۱۳۱۲ در هفتمین کنگرهٔ شرقی هند در گروه اوستا شناسی عضویت یافت،  و ریاست شعبهٔ عربی‌ پارسی را نیز به عهده داشت،  و خطابه‌ ای با عنوان «مراجعاتی چند دربارهٔ بودا در ادبیات و تاریخ ایران» به زبان انگلیسی ایراد کرد.  زردشتیان هند بسیار به او ارادت داشتند،  تا جایی که به هنگام مراسم مذهبی مزدیسنا که به آن یزشن می‌گویند،  و بجز زردشتیان فرد دیگری را به آن مراسم راه نمی‌دهند،  از پورداود دعوت کردند،  و او پس از خاورشناس آمریکایی جکسن،  خاورشناس آلمانی هاوگ،  و بانوی خاورشناس فرانسوی منان،  چهارمین غیر زردشتی بود،  که تا آن روز به چنان مراسمی دعوت می‌شد.

      در ۱۳۱۲ از بمبئی به آلمان رفت،  و به ادامه کار ترجمه و گزارش اوستا پرداخت،  سرانجام در ۱۳۱۶ به ایران بازگشت،  و در دانشکدهٔ حقوق و دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران به تدریس پرداخت،  در ۱۳۱۷ عضو پیوسته فرهنگستان ایران شد.  به مناسبت شصتمین سال تولد پورداود،  مجلس جشن باشکوهی در تالار اجتماعات دانشسرای عالی تهران با حضور استادان و دانشمندان و دانشجویان و شخصیت های کشور برپا گردید،  و به همین مناسبت در شانزدهم مهر ۱۳۲۵ یاد نامه‌ ای در دو مجلّد تدوین و طبع شد،  یکی به فارسی با مقاله‌ ای مفصل از محمد معین درباره پورداود،  و دیگری حاوی مقالات خاورشناسان به زبان های بیگانه.

      پورداود به سبب مقام بلند علمی به عنوان نمایندهٔ دانشگاه تهران،  به بسیاری از کنگره‌ های فرهنگی و ادبی دعوت می‌شد،  و از اعضای اصلی بسیاری از انجمنها و مؤسسه‌ های ادبی و فرهنگی بود،  و به احترام وی محافل بزرگداشت بسیاری برگزار می‌شد.  وی مدت ۴ سال ریاست انجمن روابط فرهنگی ایران و آلمان را برعهده داشت،  و از اعضای شورای فرهنگی سلطنتی ایران و نیز از اعضای هیئت امنای کتابخانهٔ بزرگ پهلوی بود.  در ۶ مهر ۱۳۲۴ پورداود انجمن ایران‌ شناسی را دایر کرد،  که تنها انجمن غیر دولتی آن زمان بود.  در ۱۳۳۹ به عنوان رئیس هیئت نمایندگی ایران به همراه استادانی چون سعید نفیسی، محمد معین و مجتبیٰ مینوی در بیست و پنجمین کنگرهٔ خاور شناسان که در مسکو تشکیل شده بود شرکت جُست،  و از آنجا به فنلاند، سوئد و هلند سفر کرد.

   خاکسپاری پورداوود ــ  پورداود در ۱۳۴۲ از دانشگاه تهران بازنشسته شد،  و در ۱۳۴۶ عنوان استاد ممتاز دانشگاه را به دست آورد.  از زمان بازنشستگی به بعد،  اوقات خود را به مطالعه و پژوهش گذراند،  و کمتر در مجامع دیده شد،  و سرانجام در بامداد ۲۶ آبان ۱۳۴۷ درگذشت،  و با تشریفات بسیار در آرامگاه خانوادگی خود در شهر رشت به خاک سپرده شد.  پس از درگذشت وی مجالس بزرگداشت و یادبود بسیاری در کشور های آلمان، هند، پاکستان، فرانسه و در شهر های مختلف ایران از جمله در تهران، رشت، شیراز، اصفهان و کرمان برگزار شد،  و بزرگان علم و ادب از دانش، بزرگواری، خدمات علمی و تلاش های این دانشمند در شناساندن فرهنگ ایران باستان تجلیل کردند.

   پیرامون روش کار و اثرگذاری او ــ  پورداود را بنیادگذار ایران ‌شناسی در سرزمین ایران،  و زنده‌ کنندهٔ فرهنگ و زبان ایران ‌باستان دانسته‌ اند،  وی از کودکی به دانستن اوضاع ایران قدیم علاقه‌مند بود،  و چون به سن رشد رسید، مطالعهٔ کتاب هایی را که راجع به ایران باستان بود،  بر مطالعهٔ کتاب های دیگر ترجیح داد،  و به خصوص کتاب های مربوط به دین زردشتی بیش از همه توجه او را به خود جلب کرد،  و سال های دراز در این باره به تحقیق پرداخت.  با آگاهی وسیعی که از زبان های فرانسه، آلمانی، انگلیسی، عربی و ترکی و دیگر زبان های کهن داشت،  تمام کتاب های مربوط به ایران قدیم را که به زبان های گوناگون نوشته شده بود،  در کتابخانهٔ شخصی گرد آورد و تا آخرین دقایق حیات به مطالعه و بررسی سرگرم بود،  و در این راه از مباحثه و مکاتبه با دانشمندان بزرگ ایران‌ شناسی دنیای غرب از جمله مارکوارت، مان، هارتمان، فرانک، شدر، براون، میتووخ، مینورسکی، ولف و بلوشه دریغ نمی‌کرد.  بر اثر کوشش های پیگیر او ایرانیان می‌توانند،  اوستا را به زبان فارسی سادهٔ امروزی مطالعه کنند،  و از اوضاع و رسوم و اخلاق و مواعظ و حکم، معتقدات دینی، روایت های تاریخی و اساطیری نیاکان خود آگاه شوند.  خدمت بزرگ او دربارهٔ تفسیر اوستا به خدماتی تشبیه شده است،  که گروته و راولینسون در قرن نوزدهم نسبت به کشف الفبای میخی کردند،  و دنیا را از تاریخ قوم آریایی و ایران دوران سلسله هخامنشیان آگاه ساختند.

   آثار برتر موجود ــ  بخش های مختلف مجموعهٔ گزارش اوستا،  گاتها (بمبئی ۱۳۰۵)، نخستین بخش از اوستاست که جزو مجموعهٔ یسنا به شمار می‌ آید،  که توسط انجمن زردشتیان ایرانی بمبئی و ایران لیگ چاپ شده،  و به دستیاری دینشاه ایرانی به دو زبان پارسی و انگلیسی فراهم آمده است.  یشتها (بمبئی ۱۳۰۷)،  بخش نخستین مجموعهٔ یسناست و دیباچهٔ آن به دستیاری دینشاه ایرانی به انگلیسی ترجمه شده است.  یشتها (بمبئی ۱۳۱۰)،  بخش دوم از مجموعهٔ یشت هاست.  خرده‌اوستا (بمبئی، ۱۳۱۰)،  گزارش و ترجمهٔ آخرین بخش اوستاست.  یسنا (بمبئی، ۱۳۱۲)،  بخش نخست.  یسنا (تهران، ۱۳۳۷)،  بخش دوم مجموعهٔ یسناست و گفتار هایی دربارهٔ موضوعات تاریخی را نیز در بر می‌گیرد.  گاتها (بمبئی، ۱۳۲۹)،  دومین گزارش بخش نخست است.  یادداشت های گاتها (تهران ۱۳۳۶)،  توضیحاتی دربارهٔ واژه‌ های اوستایی این بخش است.  ویسپرد (تهران ۱۳۴۳)،  بخش دیگری از کتاب اوستاست که به کوشش بهرام فره‌وشی چاپ شده است.   وندیداد،  که جزو آثار منتشر نشدهٔ اوست.

   آثار منثور و تحقیقات ادبی ــ   ایرانشاه (بمبئی ۱۳۰۴)،  در شرح مهاجرت زردشتیان ایران به هند.  خرمشاه (بمبئی ۱۳۰۵)،  بخشی از سخنرانی های پورداود دربارهٔ آیین و کارنامهٔ زبان باستان ایراد شده در هند.  گفت ‌و شنود پارسی (بمبئی ۱۳۱۲)،  کتاب درسی برای آموختن زبان پارسی به هندوها.  سوشیانس (بمبئی ۱۳۰۶)،  رسالهٔ کوچکی که در آغاز به شکل سخنرانی ایراد شده بود.  فرهنگ ایران باستان (تهران ۱۳۲۶)،  گفتار هایی دربارهٔ فرهنگ ایران باستان و برخی از واژه‌ های ایرانی.  هرمزدنامه (تهران ۱۳۳۱)،  دربارهٔ گیاهان خوراکی و دارویی و نیز واژه‌ شناسی.  اناهیتا یا پنجاه گفتار (تهران ۱۳۴۳)،  شامل مقاله‌ هایی دربارهٔ تاریخ و تمدن و زبان ایرانیان.  خوزستان ما (تهران ۱۳۴۳)،  رسالهٔ کوچکی دربارهٔ سرزمین ایلام و اقوام خوز که از اسناد مهم تاریخ خوزستان است.  بیژن و منیژه (تهران ۱۳۴۴)،  گزیده‌ ای از شاهنامهٔ فردوسی همراه با پیش‌ گفتاری دربارهٔ فردوسی، دقیقی و شاهنامه،  این اثر را در شاهنامه فردوسی نوشته ام.  فریدون (تهران ۱۳۴۶)،  گزیده از شاهنامهٔ فردوسی با توضیحات و حواشی از پورداود.  زین ابزار (تهران ۱۳۴۷)،  تاریخچه‌ ای از سلاح های کهن ایرانی.  ترجمه‌ی کیمیای سعادت، امام محمد غزالی.

   شعرها ــ  پورداوود از همان آغاز مکتب به سوی شاعری کشش داشت،  در هنگام کودکی او نوحه‌ سرایی رواج داشت و او هم نخستین شعر هایش را در قالب مرثیه سرود.  در رشت در زمان سوگواری دسته‌ های سینه‌زنی شعرهایش را می‌ خواندند.  پوراندخت‌ نامه،  دیوان اشعار شامل قصاید، غزلیات، مسمطها و ترجیع بندها،  (۱۳۰۶، انتشارات انجمن زرتشتیان ایرانی، بمبئی).  یزدگرد شهریار (منظومه ‌ای به یادبود جشن هزاره فردوسی شامل ۱۹۷ بیت سروره شده در ۱۳۰۷ در بمبئی).  سروده‌ های پورداوود در گزارش خرده اوستا،  سروده شده در مهر ۱۳۱۰،  یکی از این سروده‌ها به نام سرود مزدیسنا،  که با صدای بدیع‌زاده پر شده،  هنوز در آموزشگاه‌های زرتشتیان در هند و ایران خوانده می‌شود،  که مطلع آن چنین است:

* بامداد شد بانگ زد خروس                       از سرای شه برزدند کوس *

* چرخ شست نک روی آبنوس                     موبدا تو هم خیز و روی شو *

* خوان اشم وهو، گو یتا اهو                      گو یتا اهو، خوان اشم وهو... *

      شعرهای پراکنده‌ ای از او در کتاب های دیگران یاد شده‌ است،  چکامه‌ ای در گزارش گاتها، سروده فروردین ۱۳۱۶ در برلین،  دو چکامه و دو غزل که ادوارد براون در هنگام نام بردن از پورداوود در کتاب خود تاریخ ادبیات در سال ۱۹۱۳ بازگو می‌کند.  قطعهٔ کشاورز،  سروده ۱۹۱۴ در پاریس با مطلع:

* چرا ای کشاورز ای رنجبر                        شده رنج کار تو بی برگ و بر *

* تو را نیست جز کهنه کاشانه‌ای                  فروریخته واژگون خانه‌ای ... *

   دیدگاه سیاسی و اندیشه ــ  پورداوود فردی ملی‌گرا و میهن پرست بود،  وی همچنین گرایش‌ های ضد پادشاهی قاجاریه داشت،  و چون برخی دیگر از ایرانیان ایشان را بیگانه می‌دانست،  چنانکه در پوراندخت ‌نامه در شعر «اندر سپری شدن روزگاری شهریاری آل قاجار» چنین سرود:

* از پیک نوید آمد هان گوش فرادار                         کاحمد شهِ ایران شد از تخت نگونسار *

* اورنگ شهی پاک شد از دیو تبهکار                       وز راهزن و ترکمن دودهٔ قاجار *

* زین مژده به درگاه خداوند سپاس آر                      کز خجلت آن ننگ برستیم دگربار... *

   آرا و دیدگاهها ــ  نزد معاصران و دوستانش به «تعصب مخصوص بر ضد نژاد عرب و زبان عرب و هرچه راجع به عرب » است (قزوینی ، ج 1، ص 21)،  و «تعصب برای عقاید زرتشتی و تعصب ضدّ عربی» (مینوی ، 1358 ش ، ص 505) شهره بود.  به تعبیر محمدعلی جمالزاده (وحید، سال 5، ش 12، ص 1074)،  دوست دیرین او،  گویی «وی قلباً سرسپرده و کُشتی (= کُستی) بسته،  بدان کیش و آیین گرویده بود».  دلیل این شهرت،  تعبیرات و اظهارات او در آثار گوناگونش بود.  پورداود هر چند صریحاً با اسلام مخالفت نکرد،  اما آن را با عنوان «دینی که از فاتحین عرب به ایرانیان رسید» (معین ، ج 1، دیباچة پورداود، ص 2) معرفی نمود،  و تحول دینی را که بعد از آمدن اسلام به ایران،  در این سرزمین روی داد،  به مراتب زیانبارتر از یورش اسکندر و حملة مغول خواند،  به اعتقاد او چیرگی اسکندر بر ایران،  «با آن همه ستم و بیداد و کشتار و ویرانی که در برداشت»،   و یورش مغولان به سرکردگی چنگیز با همة آسیبی که ایجاد کرد،  چون با تغییر دین همراه نبود،  رنج و شکنج کمتری به ایرانیان وارد آورد»،  (چرا ایرانیان از تازیان شکست خوردند»، (در آناهیتا ، ص 340).  در منظومة «یزدگرد شهریار» (سروده شده در مهر 1312)،  که آن را به تاگور، شاعر نامور هندی تقدیم کرد،  سقوط یزدگرد آخرین شاه شاهنشاهی ساسانیان،  و پذیرش اسلام از سوی ایرانیان را نقطة آغاز نگون بختی این مردمان خواند،  (برای نمونه: از آن روز گلزارها خار گشت،  از آن روز شد واژگون بخت زن/ سیه چادر افکند و شد شوم تن، هنر خوار گشت و خرد تیره شد،  نیارست کس دینِ بهْ یاد کرد،  زمزدا پرستان برآمد غریو، رجوع کنید به «منظومة یزدگرد شهریار»، (در آناهیتا ، ص 387 ـ 397)،  و در شعر «بهار و بهدین»،  که در دوران اقامت برلین سرود،  بر اینکه «بانگ مؤذن از منارة مسجد» جایگزین،  «آتشکده و سرود مجوسان » شده است،  افسوس خورد (جمالزاده، وحید، سال 6، ش 2 و 3، ص 198،  نیز رجوع کنید به معین ، ج 1، ص 358).  وی در آثار قدیمترش اظهار کرده بود که «عربها... تمام آثار تمدن قوم ایران را نابود کردند،  «معبد های ما را ویران کردند، بزرگان و دانشمندان ما را کشتند... کتاب های ما را سوختند»، ( یشت ها ، ج 2، دیباچة پورداود، ص 20)، اما در مقالة «تغییر خط» ( آناهیتا ، ص 38)،  از این نظر عدول کرد و از بین رفتن مفروض کتاب های قدیم ایران را نتیجة طبیعی تغییر خط در ایران بعد از اسلام برشمرد.  وابسته دانستن دین و همة تجلیات فرهنگی به آب و خاک و نژاد نیز در آثار و آرای پورداود مشهود است،  بر همین اساس،  وی روح ایرانی را روح مَزدیَسنایی خوانده و در موارد عدید از «دین کهن ایران»،  و «آیین ایران باستان» سخن گفته و به سلوک بر طبق آن توصیه کرده است،  حتی «اسلام ایرانیان» را دینی با «رنگ و روی ایرانی» برشمرده،  که «تشیّع خوانده شده و از مذهب اهل سنّت امتیاز» یافته است، (معین ، ج 1، دیباچة پورداود، ص2)...... ادامه دارد و بازنویسی می شود.

   انوش راوید:  در زمانی که ابراهیم پورداود مشغول نگارش کتاب های خود بود،  بدلیل امکانات کم آن دوران،  نمی توانست بخوبی تحلیل در باره:  تاریخ اجتماعی،  تاریخ تمدن،  جغرافیای تاریخی،  و کلاً تاریخ و جغرافیایی گذشته داشته باشد.  بهمین جهت دین اسلام را بزور آمده توسط حمله اعراب دانست،  اسکندر و چنگیز را اجنبی پنداشت،  زبان عربی را در ادامه حمله اعراب گفت.  اینها موضوعاتی هستند،  که از نظر دانش ارائه شده وبسایت ارگ انوش راوید،  دروغ های تاریخی بحساب می آیند.  این دروغ های تاریخی باعث تغییرات اندیشه و دیدگاه،  و پیکار درونی در او شده بود،  او رشد و تکامل طبیعی ایران و ایرانیان،  در میانه قاره کهن و همچنین ساختارهای تاریخی اجتماع و بسیاری موضوعات مهم جغرافیا ـ تاریخ را کاملاً  ندیده گرفته بود

عکس زنده یاد ابراهیم پورداود،  عکس شماره 1814.

چند پرسش و پاسخ

   پرسش:  چرا می گویید مانیفست تاریخ ایران،  مانیفست وسعت و نگرش متفاوتی از یک کتاب تاریخ دارد؟

   پاسخ:  منظور شیوه تاریخ نویسی نوین است،  که خود می شود واژه مانیفست،  و با جمع بندی و برخورداری از داده های تاریخی ایران و با تحقیق و تحلیل از آثار باستانی و زبانی ارائه شده است.  اگر نگاهی به کتاب های آموزشی تاریخی در ایران بکنید،  می بینید که همگی باز نویسی شده،  از کتاب های خارجی است و هیچکدام بررسی های ایرانی اصیل ندارند.  بهمین جهت هیچکدام کلید تاریخ نیستند،  و نمی توانند دروغها را تشخیص دهند،  و جوانان را هم به گمراهی می برند.

   پرسش:  آیا عامل تحصیل در دانشگاه های اروپا،  باعث پویایی مهندس حامی،  و افراد هم دوره او شده بود؟

   پاسخ:  بنظر من بله،  قبل از جنگ دوم جهانی و باز شدن پای آمریکا و سرمایه داری فرا ملیتی،  و مرحله آخر امپریالیسم قرن 20 ،  دانشگاه های اروپا بهترین و فعال ترین دانشمندان را به جهان داد.  البته نقش ژن و سلامت ایرانی را هم باید در نظر داشت،  بچه های متولد شده در آن زمان،  از پدران و مادرانی بودند که تغذیه سالم طبیعی داشتند،  و خود آنها نیز در آب و هوا و غذای خوب رشد کرده بودند.

عکس ایران ما،  کاری از پرنیان حامد در بازدید های تاریخی،  عکس شماره 4012.

کلیک کنید:  ذهن های پویای تاریخی

کلیک کنید:  تاریخ کتاب و کتابداری در ایران

کلیک کنید:  تاریخ شهر و شهر سازی در ایران

سبز= جنگل های شمال ایران، سفید= آسمان شفاف مرکز ایران، قرمز= سرخی فجر خلیج فارس

    توجه:  اگر وبلاگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

ارگ   http://arq.ir


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


تاریخ دستشویی در ایران
یکشنبه 10 آبان 1394 ساعت 08:43 | بازدید : 99 | نویسنده : ایران املاک | ( نظرات 0 )
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی‌باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد کردن رمز عبور می‌توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.

[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


آثار تاریخی کشور عراق
یکشنبه 10 آبان 1394 ساعت 08:43 | بازدید : 114 | نویسنده : ایران املاک | ( نظرات 0 )

آثار تاریخی کشور عراق

   پیش گفتار

    در طول تاریخ کشور عراق کنونی پیوسته و وابسته به تاریخ ایران بود،  تا اینکه در قرون جدید مدتی به اشغال عثمانی و سپس استعمار انگلیس قرار گرفت،  ولی در همین مدت همچنان به هر صورت از نظر فرهنگی همچنان کم و بیش با ایران یکی بود.  در این مقاله به بررسی آثار تاریخی غیر ایرانی کشور عراق می پردازم،  و به مرور ادامه می دهم.

   ــ  عراق = اراق = اراک = ایران کوهستانی،  جهت اطلاع بیشتر به معنی نام شهرها و روستاهای ایران مراجعه نمایید

نقشه تاریخی کشور عراق،  عکس شماره 7741.

مجموعه آثار تاریخی سامرا

      شهر سامرا در کرانه شرقی رود دجله،  120 کیلومتری شمال بغداد میان راه بغداد ـ تکریت،  حد فاصل روستای کرخ فیروز یا کرخ یاجدّا در شمال،  و قریه مطیره در جنوب،  قرار دارد.  در حال حاضر این شهر مرکز استان صلاح الدین است،  که از شرق به استان تمیم (کرکوک)،  از شمال به نینوا،  از غرب به استان الانبار،  و از جنوب به بغداد محدود می شود.  جمعیت امروزه آن حدود 150 هزار نفر می باشد،  و بدلیل نا آرامی های این دهه کشور عراق،  جمعیت شهر رو به افزایش است.  در متون تاریخی، این شهر با نام‌ هایی چون: سامره، سامراء، سامراه، سُرّمن رأی، سرور من رأی، ساء من رأی، عسکر، زوراء، تیرهان و ناحیه مقدسه نامیده شده است.

      سامراء مانند شهر های دیگر عراق،  قدمت دیرینه ای دارد،  برخی بنای آن را از زمان سلسله هخامنشیان می دانند،  برخی نیز بنای شهر جدید را شاپور ذوالاکتاف دانسته اند.  گویا شهر کهن سامرّا است،  امروزه خرابه هاى این شهر در فاصله کوتاهى از شمال سامرّا نمایان است.  از ویژگى هاى این شهر خیابان کشى هاى منظم و مستقیمى است،  که نمونه آن در شهر های دوران ساسانی دیده می شود،  و در عراق کمتر یافت مى شود.  به گفته یاقوت حموی، سامراء را سام بن نوح ساخته است،  و شاید وجه تسمیه آن به سامرا نیز همین باشد،  واژه پارسی سام راه یعنی راه عبور و مرور سام فرزند نوح،  و یا  سام را یعنی شهری که برای سام ساخته شده است.  برخی گفته اند شاید شام راه بود،  یعنی راهِ شام،  زیرا در گذشته اگر کسی قصد سفر به شام داشت،  باید از عراق، بغداد و سامرا عبور می کرد.  برخی نیز سامرا را نامی آرامی دانسته اند،  که در متون کهن رومی سومرا نوشته شده است.  در شاهنشاهی ساسانیان، این منطقه التیرهان نام داشت،  و زیر سلطه ایران بود،  و مردم آن به پرداخت مالیات به پادشاهان ایرانی ناچار بودند.  مورخان یکی از دلایل وجه تسمیه آن به ساءمره (محل حساب) را همین موضوع دانسته اند.

   ــ  سامرا = سومرا = سو = قرمز + مرا = تپه، بلندی،  در کل می شود تپه قرمز، بلند قرمز.

      در این شهر گورستانی کاوش شده،  که قدمت آن به هزاره دوم خورشیدی ایرانی می رسد،  که وجود تمدن کهن شهر نشینی را ثابت می کند.  در حفاریها آثاری بدست آمده،  که نشان می دهد در دوران حکومت اشکانیان،  سامراء از مراکز تمدن بوده است.  در دوران شاهنشاهی ساسانیان، به لحاظ موقعیت مناسب آب و هوایی،  همواره مورد توجه پادشاهان ایران بود،  و بنا های با شکوهی ساختند،  که امروزه بقایای برخی از آن ها باقی است.  با تسلط رومیان بر این منطقه مردم آن به مسیحیت گرویدند،  و به دنبال جنگ های ایران و روم،  این شهر دچار آسیب های کلی شد.  سامراء همراه دیگر شهر های عراق در سال 14 هـ، ق بدست مسلمانان افتاد.  از این هنگام تا پایان قرن دوم هجری تنها یک دیر در سامراء وجود داشت.  البته برخی از خلیفه های اسلامی از جمله منصور و هارون کوشیدند آن را آباد کنند،  و حتی هارون قصری اطراف آن ساخت و کانالی در آن حفر کرد.  از آن هنگام تا دوران معتصم (قرن سوم هجری)،  از سامراء سخنی در منابع نیست تا آن که خلیفه به احیاء و تجدید بنای این شهر پرداخت.  در 221 قمری معتصم در آن شهر قصری ساخت،  و آن را به غلام خود اشناس بخشید.

      از آن زمان پایتخت خلافت عباسی بین 221 تا 276 قمری به سامراء انتقال یافت،  این شهر در دوره معتصم بسیار آبادان شد،  و به اوج شکوفایی و جلال خویش رسید.  معتصم دیوار بزرگ و ضخیمی از آجر پیرامون آن و قصری برای سکونت خود ساخت،  و در کنار آن بازار، کاروان سرا و مسجد برپا کرد،  و هر یک از سردارانش را دستور داد تا عمارتی بنا کنند.  در دو سمت رود هر یک از خلیفه ها کاخ ها و بنا های زیبایی ساختند،  کاخ های متصل به شهر تا هفت فرسنگ در امتداد رودخانه جای داشتند.  در سمت غرب دجله هم کاخ ها و بنا های زیادی ساخته شد.  هر یک از خلیفه ها پول های هنگفتی، که عمدتاً افسانه آمیز است،  در ایجاد کاخ ها و گردش گاه ها صرف می کردند. سامراء هنگام مرگ معتصم به اندازه ای باشکوه و آباد بود،  که با بغداد پهلو می زد.  واثق و متوکل، فرزندان معتصم، نیز در آبادانی آن کوشیدند.  هزینه هایی که صرف آبادانی این پایتخت شده به دویست میلیون درهم می رسید.

   *  مدت 59 سال،  220 - 279 هـ،  هشت نفر از خلفای عباسی در سامرا بودند:  1 -  معتصم 218 - 227 هـ،    2 -  واثق 227 - 232 هـ،  3 -  متوکل 232 - 247 هـ،  4 -  منتصر 247 - 248 هـ،  5 -  مستعین 248 - 252 هـ،  6 -  معتز 252 - 255 هـ،  7 -  مهتدی 255 - 256 هـ،  8 -  معتمد 256 - 279 هـ.  در این سال‌ها،  سامرا همواره دستخوش درگیری‌ های داخلی و جریان‌ های سیاسی بود،  اما این خلیفه ها در آبادانی و شکوفایی سامرا کمی سهم داشتند. 

      معتضد بالله شانزدهمین خلیفه عباسی سامراء را رها کرد،  و دوباره به بغداد برگشت،  و پایتخت خلافت اسلامی را به بغداد انتقال داد.  از این زمان بود که شهر دچار ویرانی و تخریب شد،  متوکل مسجد جامع و مناره ملویه ای در سامرا بنا کرد،  و شهر موقعیت ویژه ای یافت،  به خصوص که این خلیفه تلاش زیادی در آباد کردن شهر و ساختن قصرها انجام داد.  از هنگام انتقال خلافت به بغداد تا عصر حاضر،  در منابع از سامرا سخن چندانی نیست،  اما براساس گفته های سیاحان زمان پادشاهی قاجار،  این شهر دارای سه دروازه بود،  یکی دروازه بغداد، دیگری دروازه شریعه (جایی که مردم از شط می توانند آب بردارند)،  و سومی دروازه قاعد که نام قبیله ای از عرب بود.  ادیب الملک از کسانی است که در دوره قاجار این شهر را دیده و چنین می ستاید:  هوای سامره چون بهشت است و خاکش عنبر سرشت. اکثر از سنگ ریزه هایش سلیمانی است و سبز و زرد و مرجانی، زیرا که از کثرت خوش هوا در آن دشت باصفا، سنگش بدان طریق مصفا شود.  محمد شاه هندی، از پادشاهان هند، در این شهر قلعه ای مستحکم با دیوار هایی استوار و بلند از گچ و آجر ساخت و برج های بسیار محکمی در اطرافش قرار داد. البته چندین قلعه در این زمان هم چنان پابرجا بوده است.

  *  قصر های دوران های از کتاب تاریخی سامرا،  که اکنون آثاری از بعضی آنها باقی است:

  1 -  قصر الاحمدیّه،  کاخ ویژة پسر متوکّل، ابوالعباس احمد معتمد.

  2 -  قصر الاشناس،  در غرب سامرای قدیم و در شمال سامرای امروز واقع،  و کاخ مخصوص اشناس ترک،  یکی از سرلشگران عبّاسی بوده است.

  3 -  قصر البدیع،  کاخی بزرگ و بلند که از فرط زیبایی به آن بدیع می گفتند.

  4 -  قصر البرج،  قصری که متوکّل برای تأسیس آن ده میلیون درهم،  از بیت المال مسلمانان احتکار و اتلاف کرد.

  5 -  قصر بزکوار یا بلکوار،‌  کاخ مخصوص معتز پسر دیگر متوکّل.

  6 -  قصر البهو،  کاخی که برای ساخت آن،‌ 25 میلیون درهم از طرف متوکل پرداخته شد.

  7 -  قصر التلّ،  برای ساخت این کاخ خلیفه پنج میلیون درهم از کیسة بیت المال پرداخت کرد،‌  این قصر را که تلّ العلیق و تلّ المخالی نیز می نامند،  حدیثی است بس دلکش و معروف که به حدیث التلّ و حدیث تلّ المخالی مشهور است.

  8 -  قصر الجعفرى، متوکّل این کاخ را در نزدیکى سامرّاى قدیم ساخت،  در جایى که به آن ماحوزه مى گفتند و در کنار این کاخ شهرى را بنا نهاد که به آن متوکّلیه گویند،  بالاخره در همان کاخ نیز کشته شد و قصرش قبرش گشت.

  9 -  قصر الجصّ،  همان قصرى که در جلو آن ابومنصور بختیار،  پنجمین حاکم از حکام آل بویه را پس از دستگیرى کشتند.

  10 -  قصر الجوسق،  متوکّل براى ساخت این کوشک نیز پانصد هزاردرهم از بیت المال اختصاص داده بود.

  11 -  قصر الحیر،  این کاخ نیز یکى دیگر از عشرتکده هاى متوکّل بود،  که براى تاءسیس آن چهار هزار درهم مصرف شده بود.

  12 -  قصر حمران،  کاخى بوده نزدیک قصر معشوق در سامرّا.  یاقوت حموی:  قصر حمران دربادیه بین عقبه وقاع در مسیر واقع شده است تعداد اندکی از حاجیان در رفتن به سفر حج از این مکان قدم می گذرند....  ربیعه بن مقروم ضبی می گوید: ... قصر حمران نیز دیهى نزدیک معشوق در باختر سامرا است میان آنجا و تکریت یک مرحله راه است. حمران، نیز نام آبى است در سرزمین رباب که مالک پسر ریب مازنى و دوست او که ابو حردب خوانده مى شد مالک آن بودند...

  13 -  قصر الخاقانى،  قصرى که با نام خاقان عرطوج یکى از سرداران بنام عباسى نامیده شده و به جوسق خاقانى نیز معروف است.

  14 -  قصر الشاه،  یا کاخ شاه.

  15 -  قصر شبداز،  یا شبدیز،  یکى دیگر از کاخ ‌هاى متوکّل در سامرّا.

  16 -  قصر الصبح،  متوکّل براى ساخت این کاخ نیز پنج میلیون از کیسه گشاد خلافت پرداخت تا عشرتکده اى دیگر براى خودش ساخت.

  17 -  قصر العمرى،  کاخ عمر بن فرج والى مدینه از طرف معتصم و متوکّل.

  18 -  قصر العروس،  با سى میلیون درهم که از بیت المال حرام شد ساخته شد.

  19 -  قصر العاشق،  یا قصر معشوق که به هر دو نام معروف است و بقایاى آن هنوز هم در سامرّا دیده مى شود.

  20 -  قصر الغریب،  عمارتى دیگر در سامرّا که متوکّل ده میلیون از بیت المال را به خاطر آن حرام کرد.

  21 -  قصر الغرد،  کوشکى که متوکّل در کنار دجله ساخت.

  22 -  قصر القلائد،  که قبة المنطقه نیز نامیده شده است.

  23 -  قصر الکویر،  کاخى در ساحل دجله در مقابل قصر عاشق.

  24 -  قصر اللؤ لؤ،  یکى دیگر از کاخ ‌هاى متوکّل که پنج میلیون درهم نیز براى آن حرام کرده بود.

  25 -  قصر المختار،  متوکّل براى ساخت این کاخ نیز پنج میلیون درهم از بیت المال را حرام کرد.

  26 -  قصر المتوکّلیه،  در شهر متوکّلیه سامرّا و در کنار کاخ جعفرى.

  27 -  قصر المطیره،  یا کاخ افشین.

  28 -  قصر المحمدیه،  این کاخ را متوکّل براى پسرش محمد ساخته بود.

  29 -  قصر المحدث.  30 -  قصر الوحید.  31 -  قصر الهارونى.  32 -  قصر ایتاخ.  33 -  قصر وصیف.  ده ها قصر دیگر نیز در سامرّا ساخته شده بود،  که هر یک مخصوص یکى از دولتمردان و سرداران عباسى بود.

      قبل از ظهور دین اسلام سامرّا نزد پیروان حضرت عیسى مسیح هم مقدس بود،  و جاى جاى آن دیار معابد و کنشت ها و صومعه ها وجود داشت،  که امروزه جزء آثار باستانى سامرّا محسوب مى شوند.  نویسنده موسوعة العتبات المقدسة، در فصل اول از کتابش (ج 12، ویژه سامرّا)،  از هر یک به تفصیل و تطویل نوشته،  تنها نام آنها اشاره مى نویسم:

 1 -  دیر سامرّا،  2 -  دیر مرمارى،  3 -  دیر سوسى،  4 -  دیر باشهرا،  5 -  دیر عبدون،  6 -  دیر عبّاغى،  7 -   دیر العذارى،  8 -  دیر العلث،  9 -  دیر عمر نصر،  10 -  دیر مرماجرجس.

   عکس آثار باقی مانده یک قصر سامرایی،  بیشتر آنها برابر با بنا های خیره کننده حیره ساخته شده،  و تزئینات و نور پردازی بخوبی انجام شده است.  عکس شماره 5831.

   قصر معشوق،  در بخش غربی رود دجله و در فاصله 15 کیلومتری سامره است،  در سال 263 هجری برابر با 876 میلادی ساخته شده است.  ساختمان خوب و منظره و چشم انداز عالی دارد،  معتمد آنرا قصر معشوق نام نهاد،  و ابن جیره و ابن بطوطه این موضوع را تأیید کرده اند.  مردم در قرن های بعدی آنرا عاشق نامیدند.  این قصر بدلیل برج های پهن که دارد دژهم نامیده می شود،  16 برج که از داخل بخاطر فرو ریختگی سقف اتاقها درهم شده اند.  قصر در زمین مستطیل شکل  بر سکویی بلند بنا شده،  و دور تا دور آن دیوار های بلند،  بعرض بیش از دو نیم متر و ارتفاع بیست متر است.  ورودی قصر در شمال شرقی بشکل شیب دار،  و با آجر و کج ساخته شده است،  شیب آن تا رسیدن به اتاق های قصر ادامه دارد.  یکی از اتاقها سالن ارش با مجموعه ای از اتاقها است،  که مخصوص خدمه و گاردها بوده،  حمام و سرویس های بهداشتی در آن قرار دارد.   در این قصر لوله هایی یافت شده که برای تصفیه آب بکار می رفته،  دور تا دور قصر خندق هایی است،  که آب مورد نیاز قصر و ساکنان را تأمین می کرده.  زمانیکه پایگاه خلافت عباسی به بغداد منتقل شد،  این قصر متروکه نماند و بعنوان پادگان نظامی استفاده شد،  و بنا های دیگر به آن اضافه گردید.  آثار برجسته سامرا به قصر ها و بنا های عالی ختم نمی شود،  جوانان با هوش متخصص ایران،  باید آنها را هم در تحقیق و تحلیل های خود در نظر بگیرند.

عکس قصر معشوق عکس شماره 5832.

   گنبد مادر،  گنبدی هشت گوش و آجری،  که در سمت غربی رود دجله،  و بر تپه ای بنا شده است،   فاصله آن تا قصر معشوق یک و نیم کیلومتر می باشد.  این گنبد به دستور مادر خلیفه معتضد،  بمنظور دستگاه او ساخته شده است،  در زیر آن خلیفه ممتد و خلیفه مقتدی دفن شده اند.

   برج فانوس عباسی،  در ده کیلومتری سامرا به ارتفاع دوازه متر،  جهت هدایت کشتیها از دجله بسمت رودخانه قاتور  بنا شده است.  خلیفه متوکل یک طبقه آجری به آن افزود،  و آنرا با گچ تزئین نمود،  امروزه فقط اثری از آن برج باقی مانده است.

عکس گنبد مادر و برج فانوس عباسی 

عکس تپه باستانی سوان،  عکس شماره 5833.

   تپه سوان،  یکی از قدیمی ترین آثار کهن سامرا است،  و وجود اولین انسان های شهر نشین را نشان می دهد،  این تپه در سمت شرقی دجله و در فاصله 10 کیلومتری سامرا است.  حفاریها نشان از وجود دهکده ای پیشرفته دارد،  که به عصر حجر در نیمه دوم هزاره شش ق.م، مربوط است.  این دهکده خندق های دو جداره دفاعی داشته،  که ورودی آنها بمنظور اشکال دفاعی منهی شکل بوده است.  ساختمان های این دهکده بزرگ بوده و بعضی معبد و بعضی محل کار و انبار و خانه ها بوده اند،  بین ساختمانها خیابان های اصلی و فرعی وجود دارد.  از کانال های خاک رس برای تصفیه آب استفاده می شد،  ساکنان سوان جایگاه اجتماعی اقتصادی خوبی داشتند،  کشاورزی و صید و دامداری می کردند.  زیر ساختمان ها قبر های زیادی یافت شده،  کودکان در کوزه های مرمری یا گلی یا در سبد های پیچیده شده از قیر،  و بزرگترها در گودال های بیضی شکل در حالت پیچیده دفن می شدند.   تکه های سفال مرمر یا گلی و گچی از مهمترین آثار کشف شده این محل است،  که بر آنها اشکال تزئینی هندسی و حیوانی یا گیاهی دیده می شود.  مجسمه هایی از گچ و گل یافت شده،  مهره ها و اسلحه های مسی و لوازم سنگی بزرگ و لوازم کشاورزی،  و آثار زیر خاکی ماقبل از تاریخ مختلف بدست آمده است.

عکس گنبد مادر و برج فانوس عباسی،  عکس شماره 5834.

   بسیاری از نوشته های تاریخی را،  تا سند های مشابه باستان شناسی از آنها را مشاهده نکرده باشم،  بعنوان منبع موثق تاریخی نمی دانم،  و از ذکر آنها خود داری می کنم.  مثلاً مطلبی را در کتابی یا نشریه ای،  از تاریخ ابن خلدون نوشته اند،  ولی این منبع یا هر یک از کتاب تاریخی به تنهایی نمی تواند منبع موثق تاریخی باشند،  به ده ها دلیل،  منجمله یک کتاب تاریخی که چند صد سال پیش نوشته شده،  ذکر نکرده منبعش از چند صد سال پیشتر از آن چه بوده و چه هست.  بطور کلی کتاب های تاریخی به تنهایی نمی توانند،  منبع موثق تاریخی حساب شوند،  مگر اینکه اسناد و آثار بجا مانده یا زیر خاکی های تاریخی،  آنرا به نوعی کامل و یا پیوسته کند.

      برای مطلب تاریخ سامرا کتاب های زیادی خواندم،  بسیار دیدم نوشته بودند،  که غلامان ترک در زمان خلفای اسلامی به فرماندهی رسیده بودند،  و در خیانت و جنایت در حق مردم و حکام هر کاری از دستشان بر می آمد می کردند.  این گونه نوشته ها از نظر قوانین جزایی قرون جدید،  نشر اکاذیب بی سند محسوب می شود،  مثلاً اگر در جایی نوشته شود،  مردم چلاسر و جل چنین می کردند،  بلافاصله نویسنده را بدادگاه جزایی می کشانیم.  بسیاری از این قبیل نوشته های تاریخی را،  هیچ منبع واقعی تاریخی و باستان شناسی تأیید نمی کند،  و در ضمن از نظر تاریخ اجتماعی  نیز مشکوک می باشند،  بهمین جهت از ذکر این گونه مطالب خود داری می کنم.  در ضمن کتاب های خطی تاریخی،  که موضوعها را بدون سند واقعی مطرح می کنند،  کتابی طایفه ای و مسلکی می پندارم،  و با دید اینکه ممکن است همه مطالب آن اینگونه باشد می بینم.  جهت اطلاع بیشتر به دروغ نامه هایی بنام کتاب تاریخ مراجعه نمایید.

   عکس مقبره تاریخی سردابی،  عکس شماره 4024 ،  این مقبره ها در ایران و عراق کم نیستند،  تعدادی از آنها جولانگاه جانوران شده اند.  در این عکس انبوه خفاشها دیده می شود،  در نهایت فضله آنها باعث تخریب کامل آرامگاه خواهد شد.  سومریها و ایلامیها با چه نیتی مردگان یا اجداد باستانی ما را در اینجاها گذاشتند،  مرده ها هم چند هزار سال آرامش داشتند،  تا اینکه در این چند دهه گذشته کشف شدند،  اشیا را بردند،  و جایش را اینگونه کردند.  ادامه دارد...

کلیک کنید:  تاریخ شیر در ایران

کلیک کنید:  فلاسفه تاریخ باستان

کلیک کنید:  تاریخ مواد مخدر در ایران

آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا

    توجه:  اگر وبسایت به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

ارگ   http://arq.ir


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


جغرافیا و تاریخ کشور عراق
یکشنبه 10 آبان 1394 ساعت 08:43 | بازدید : 90 | نویسنده : ایران املاک | ( نظرات 0 )

جغرافیا و تاریخ کشور عراق

پیش گفتار

این صفحه بزودی کامل پست می شود

جغرافیای و تاریخی کاظمین

      کاظمین یکی از شهر های زیارتی و مهم عراق است،  که در مجاورت شهر بغداد،  سمت غرب رودخانه دجله قرار دارد،  و از لحاظ اداری تابع شهر بغداد است،  و مناره های طلایی آن از داخل شهر بغداد نمایان است.  سابقه تاریخی کاظمین در جوار بغداد به عصر شاهنشاهی ساسانیان می رسد،  در آن عصر بغداد شهر مذهبی و جایگاه خدا یعنی «بَغ» بود.  امروزه این شهر به سبب توسعه بغداد به آن وصل شده است.  این شهر حدود یک کیلومتری رود دجله است،  و آب و هوای نسبتاً معتدلی دارد،  و میزان بارندگی آن در سال زیاد است.  گاهی نیز باد های تندی در این منطقه می وزد،  و سیلاب عظیمی راه می افتد.  به دنبال این تغییر آب و هوایی،  دجله نیز طغیان می کند،  و مزرعه های اطراف را به کام خود می کشد،  و گاهی هم شهر را دچار آسیب جدی و تخریب می کند.  بارها در طول تاریخ،  این شهر با باد های تند، تگرک و باران های سیل آسا و هم چنین زلزله های مخرب روبه رو بوده است.

  ــ  کاظمین = کاز =کاس = قوم کاس + مین = زمین،  در کل می شود زمین قوم کاس (کاسپین).  

مراکز زیارتی کاظمین

   عکس حرم مطهّر دو گنبد کاظمین،  عکس شماره 4416 .  ساختمان کنونی حرم از ساخته های دوره آغازینِ حکومت صفویّه و اضافات دوره های بعدی است.  معماری و هنر دوره صفویه، از ایوان های زیبا و کاشی کاری های معرّق نفیس و آینه کاری های بدیع در آن به وضوح قابل مشاهده است.  حرم مطهّر دارای دو گنبد طلایی است،  که هر یک بر روی بقعه یکی از دو امام (علیهما السلام) قرار گرفته است.  در زیر دو گنبد فضای مربع مستطیل است،  که میانه دو دیوار شرقی و غربی را دو ستون عظیم در برگیرنده گنبدها اشغال کرده است.  یک ضریح نقره ای قبر دو امام را با دو صندوق خاتم نفیس در بردارد؛  با ورود از ایوان جنوبی، به نخستین رواق و سپس به درون حرم و گنبد خانه نخست در برابر قبر مطهّر حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) قرار دارد،  و در پشت سر ایشان قبر مطهّر حضرت جواد (علیه السلام) است.  پیرامون حرم چهار شبستان بزرگ قرار گرفته و رواق های جنوبی و غربی هر یک به ایوانی زیبا و بزرگ راه دارد.  مجموعه حرم و رواقها را سه صحن وسیع در بردارد،  که صحن غربی به نام صحن قریش می باشد.  برج و بارو و دروازه های هفت گانه صحن با معماری زیبای آن و کاشی کاری نفیس پراکنده در سردرها و کتیبه ها چشم بیننده را می نوازد.  برج و بارو و دروازه های هفت گانه صحن که با توجه به معماری زیبای آن و کاشی کاری نفیس پراکنده در سردرها و کتیبه ها چشم بیننده را می نوازد،  از ساخته های مرحوم فرهاد میرزای قاجار (عموی ناصر الدین شاه) می باشد.

   برخی بیوت و ضمایم حرم مطهّر:

   * مسجد صفوی:  این مسجد از ساخته های شاه اسماعیل صفوی است،  که پس از تسخیر عراق آن را به سبک ساختمان های عراقی ساخت.  مسجد از زیبایی خاصی برخوردار است،  که حس تحسین بیننده را در برابر عظمت ستون های ضخیم و طاق های قوسی آن برمی انگیزد،  و دارای گنبد کاشی کاری بسیار کوتاهی است،  که به زحمت می توان آن را از درون صحن دید.  در جنب محراب و منبر کهن مسجد،  پنجره ای به درون رواق شمالی حرم مطهّر باز شده است،  که از میان آن ضریح مطهّر قابل مشاهده است.

   * آرامگاه خواجه نصیر الدین طوسی:  وی از بزرگان جهان علم و دانش و از مشاهیر دانشمندان است،  که دوست و دشمن بر جلالت قدر و عظمت مقام او اتفاق نظر دارند.  او در سال 672هـ . درگذشت و در گور یکی از خلفای بنی العباس که در جوار حرم مطهّر کنده و آماده شده بود مدفون گردید.  بر روی قبر او ضریحی فولادی و کهن قرار دارد.

   * آرامگاه شیخ مفید:  که در مشرق رواق جنوبی قرار دارد.  وی از بزرگان شیعه و فقها و متکلمان چیره دست و توانا بود،  که در سال 413هـ، در گذشت.  بر روی قبر او ضریحی فولادی و کهن قرار دارد،  و بر بالای قبرش بر روی مرمر قطعه شعری است،  که امام زمان (علیه السلام) در رثای فوت او سروده است:

لا صوّت الناعی بفقدک إنّه *** یومٌ علی آلِ الرسول عظیمُ

   * آرامگاه ابوالقاسم جعفر بن محمّد بن قولویه:  از بزرگان و فقها و محدثین امامیّه است.  وی در سال 368هـ،  در گذشت،  و آرامگاهش در مشرق رواق جنوبی به همراه قبر شیخ مفید است.

   * آرامگاه جمع کثیری از وزرا، فقها و اعیان، که برخی از مشاهیر آنان عبارتند از:

      موسی بن ابراهیم بن موسی بن جعفر(علیه السلام)،  (وی یمن را در دوران مأمون تسخیر نمود،  و مردم را به امامت حضرت رضا (علیه السلام) دعوت کرد).  معزّالدوله آل بویه، جلال الدوله آل بویه، وزیر مهلبی، عمید الجیوش، فخرالدوله دیلمی، مشرف الدوله دیلمی، ابن حمدون، ضیاء الدین ابن الأثیر، ابن الناقد، ابن العلقمی، فرهاد میرزا، آیة الله سید حسن صدر و گروهی دیگر از این خانواده، سید هبة الدین شهرستانی و...

   * آرامگاه سید مرتضی و سید رضی، این دو برادر از اعیان و مشاهیر و بزرگان امامیه در قرن پنجم هجری بشمار می آیند.  قبر این دو تن در دو ساختمان جداگانه بیرون صحن مطهر و در نزدیکی یکدیگر در جنوب شرقی دیوار صحن قرار دارد.

   * قبر ابویوسف قاضی،  وی در سال 166 هـ،  به منصب قضاوت در بغداد پایتخت خلافت بنی العباس برگزیده شد،  و نخستین کس در اسلام است،  که به عنوان «قاضی القضات» شهرت یافت.  قبر او در جنوب شرقی صحن مطهر، درون یکی از حجره ها می باشد.

. . . منبع اینترنت ادامه دارد . . .

کلیک کنید:  آثار تاریخی عراق

کلیک کنید:  تاریخ کاغذ در ایران

کلیک کنید:  مکتب عرفان و شعر یک

آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا

    توجه:  اگر وبسایت به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

ارگ   http://arq.ir


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نیزه سه سر و گردونه مهر
یکشنبه 10 آبان 1394 ساعت 08:43 | بازدید : 107 | نویسنده : ایران املاک | ( نظرات 0 )

نیزه سه سر و گردونه مهر

   پیش گفتار

      این مقاله در جهت فلسفه و عرفان و ریاضی نیزه سه سر و گردونه مهر،  پیرو تقاضای یک عزیز است،  که به مرور آنرا بازنویسی می کنم و ادامه می دهم.

   مهم:  بمنظور درک از فلسفه و عرفان و ریاضی مطالب کهن و باستانی،  ابتدا لازم است،  تجربه حضوری بدست آورد،  با خواندن کتاب های سطحی آموزشی و غیره این تجربه حاصل نمی شود،  باید مدتها در کنار ایل و عشایر و روستائیان دوردست زندگی کرد.

نیزه سه سر

    در تمدن کهن ایران یا در واقع کل جهان،  بنا به تحقیقات من،  در هزاره اول خورشیدی ایرانی،  سه تمدن در حدود بندرعباس تا بندر بوشهر و شهر جیرفت کنونی،  وجود داشت،  که من آنها را تمدن کهن جی یا ژی نامیده ام،  علامت جی همان زایش یا جان است، ژان، ژن، زن.  البته تمدن کهن جی دارای سه تمدن بود،  اجم،، در منطقه دامداری بودند،، اند،  در منطقه کشاورزی بودند، ارب،،  در منطقه ساحلی بودند،  نشانی که آنها بعنوان نماد عبادت و شکر گزاری داشتند،  نیزه سه سر بود،  سر اول با کمی خمیدگی به بیرون طلوع آفتاب (اجم)، سر بلندتر وسط ظهر (اند)،  سر دیگر با خمیدگی به بیرون غروب آفتاب (ارب)،  سه قوم معروف در اینجا.  در هزاره اول خورشیدی ایرانی،  خورشید همه چیز برای مردم بود.  با گسترش و افزایش این تمدن، باد و آب و خاک و آتش،  نیز برای بقا و زندگی مهم و شامل شکرگزاری و نماد شد.

   عکس طرح های درخت و نیزه سه سر،  که در آثار سنگ ایران بویژه در منطقه جنوب دیده می شود،  در گذشته من به این موضوع توجه نمی کردم،  و از این مورد عکس نگرفته ام،  ولی زیاد دیده می شود.

   عکس انواع طرح های سه سر که در آثار کهن و باستانی به فراوانی دیده می شود،  عکس شماره 6281.

   عکس سنگ نگاره پاسارگاد مربوط به بیش از 2000 سال پیش،  و کلاه بودایی رقصندگان دینی کشور کامبوج در این زمان،  همه از طرح سه سر استفاده شده است،  عکس شماره 6423.

   عکس یک مجسمه آنتیک امروزی،  کلی نماد های دوران کهن ایران در این طرح بکار رفته است،  عکس شماره 7739.

      تاریخ نیزه سه سر نیازمند تحقیقات و تحلیل های جدید است،  زیرا اولین نشان و علامت بشر بمنظور عبادت است،  که از ابتدای آغاز و پیدایش آن در تمدن کهن جی،  به تمام دین های دوران کهن تا به امروز با کمی تغییر رفته است،  و درباره آن نیز در کهکشانها ستارگانی تعیین کرده اند.  این تحقیق های جدید باید بوسیله جوانان باهوش ایرانی با ذهن های پویای تاریخی انجام شود،  من تا آنجا که بتوانم تحقیقات و نظرات خودم را در این مورد،  در ادامه این صفحه بمرور می نویسم.

گردونه مهر

    درباره گردونه مهر یا چلیپا زیاد نوشته و گفته اند،  اما هیچ کدام آغاز پیدایش آنرا ذکر نکرده اند،  آنچه که من متوجه شده ام،  در ادامه رشد تمدن و پیدایش دهکده های بزرگتر،  کشاورزی و دامداری بیشتر،  در هزاره دوم خورشیدی ایرانی،  ابزار اصلی طبیعت هم که باد و آب و آتش و خاک باشند،  در زندگی مردم نقش عمده ای پیدا کرد.  آن نیزه سه سر با دو سر خمیده و یک دسته،  تبدیل به چهار پره خمیده شد، و گردونه مهر پدید آمد.  طلوع و غروب و ظهر خورشید،  دیگر امری ثابت برای بشر بود،  ولی چهار عنصر شناخته شده مهم جدید،  با شرایط گرمایش زمین،  دائم در حال تغییر بود،  و این اصلی برای ادامه زندگی گردیده بود.  همانند نیزه سه سر،  برای گردونه مهر هم در ستاره ها جایگاهی پیدا کردند،  و مطابق تمام تاریخ،  عده ای مفت خور جادوگر و دعا نویس طالع بین هم آنرا وسیله ای برای سرکیسه کردن مردم ساده کردند،  که این روش تا به امروز ادامه دارد.

    عکس کالسکه آتش مهر و میترا،  که در بسیاری از طرح های دوران کهن،  سه اسب به نشان همان نیزه سه سر است،  ولی بمرور در بعضی از طرحها از چهار اسب،  به نشان چهار عنصر گردونه مهر بتصویر کشیده شده است،  عکس شماره 6282.

    ارزش این چهار عنصر تا زمان پیدایش تمدن فئودالی باقی بود،  تا اینکه در این زمان کارایی خودش را از دست داد،  زیرا عده ای ارباب و صاحب منصب بمنظور احاطه کامل وجودی و فکری به توده مردم،  طرح های جدید ریختند.  از آغاز تمدن جدید فئودالی،  عده ای اشخاص معدود منتخب شده،  صاحب زمین و ملک و مال بودند،  نه چهار عنصر طبیعت.  این دوره آغاز پیدایش دین هایی شد،  که بتوانند مردم را در کنترل جدید بگیرد.  این تاریخ در اروپا از ابتدای هزاره ششم خورشیدی ایرانی یا ابتدای میلادی بود،  و در ایران از نیمه دوم این هزاره بود،  که دلایل آنرا در میان مطالب وبلاگ نوشته ام.  البته خاطر نشان کنم از هزاره سوم خورشیدی ایرانی،  آرامش نسبی به طبیعت حاکم شده بود،  که اینهم یکی دیگر از دلایل کم اهمیت شدن چهار عنصر قدیمی بود.

      فلسفه و عرفان و ریاضی گردونه مهر یا چلیپا نیز تاریخ و گفته های بسیاری دارد،  که آنهم نیازمند داشتن درک جدید از علم تاریخ است،  این تحقیق های جدید نیز باید بوسیله جوانان باهوش ایرانی با ذهن های پویای تاریخی انجام شود،  من بمرور در این باره تحقیق و در ادامه صفحه پست می کنم.

ادامه دارد

 کلیک کنید:  تاریخ دین و آئین در ایران

کلیک کنید:  تاریخ معابد مهر و میترا و گردونه مهر

کلیک کنید:  اولین کاشفان جهان

آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا

    توجه:  اگر وبسایت به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

ارگ   http://arq.ir


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


چند مطلب قابل توجه 147
یکشنبه 10 آبان 1394 ساعت 08:43 | بازدید : 102 | نویسنده : ایران املاک | ( نظرات 0 )

چند مطلب قابل توجه 147

راوید سرا

      عکس هوایی از راوید سرا،  عکس شماره 7737،  که توسط یک پهباد کوچک مهندسی گرفته شده است،  1 ــ  منزل انوش راوید،  2 ــ  کارگاه و دفتر انوش راوید،  3 ــ  منزل پدر و مادر انوش،  دو اتوموبیل سفید در پارکینگ انوش دیده می شوند،  که یکی آنها متعلق به آقای رضا یحیی،  پسر عموی انوش است،  که با مادر و خانواده خوبش مهمان بودند،  و دیگری از آن دوست محقق انوش آقای نوید صلح دوست است،  خانه انوش و پدرش در میان کلی درخت و باغ است،  و به همه خوش می گذرد،  و به نوعی میعادگاه دوست و آشناست،  که همیشه چند نفری هستند.

پهباد کوچک مهندسی

      عکس یک پهباد کوچک مهندسی،  در آینده پهباد نقش اساسی در زندگی دارد،  مانند پهباد های حمل کننده بمب و موشک ویرانگر،  که از قاره ای دیگر هدایت می شوند،  و یا همین پهباد کوچک مهندسی،  که بمنظور های:  اکتشاف آثار تاریخی و معدنی،  راه و ساختمان،  نگهداری باغ و دام،  نقشه کشی و تبلیغات،  تفریح خانگی و غیره استفاده می شود،  یا پهباد های متوسط که جهت حمل و نقل،  بویژه در پست استفاده می شوند،  امیدوارم این صنعت در ایران نیز رونق بگیرد،  و شما نیز یکی داشته باشید.  مشروح در اینجا.

   پرسش:  آیا در آینده کمی از شلوغی خیابانها به آسمان منتقل میشود،  و یا آنهم مانند خیابانها شلوغ و درهم می گردد؟

قانون اساسی مدرن

   پرسش از عموم:  آیا شما تاکنون قانون اساسی برای یک کشور،  یک سازمان یا.... نوشته اید؟  یا هرگز بفکر تدوین چنین قانونی بوده اید؟  که در آن تکنولوژی های نوین، حفظ محیط زیست،  انرژی های نو و....  در اولویت باشد؟

عکس شماره 7736 .

      قانون اساسی یک کشور تعیین کننده پیشرفت آن کشور است،  بهمین جهت باید با شرایط سرعت رشد و تکامل در قرن جدید،  تدوین شود،  که بتواند حرکت های سریع تغییرات ناپیوسته را در نظر بگیرد،  تا مردم  کشور در قانون قدیمی جا نمانند.  ضمن بررسی جغرافیایی کشور،  می دانم که دارای هشت موقعیت کلی آب و هوایی و آبریز و آبخیز است،  همچنین در طول تاریخ شرایط قومی و ملی و فولکوریک،  در این هشت موقعیت شکل گرفته است.  در قرن 21 نیاز بشر به انرژی و غذا بیشتر و بیشتر می شود،  و باید این دو را در اصل و ابتدا برای تدوین یک قانون کار آمد قرار داد.  هم چنین نمی شود با ترکیب تمامی جمعیت با تمامی منابع،  آنها را جمع آوری و سرهم کرد،  و بتوان نتیجه خوب گرفت.  بنظرم برای قانون اساسی بهتر است اصل فدرالیسم علمی را در نظر گرفت،  فدرالیسمی که هر یک از مناطق کشور بتوانند با امکانات موجود خود،  زمینه رشد و شکوفایی سرزمین خود را فراهم آورند.

فدرالیسم جغرافیایی تاریخی،  بر اساس منابع و منافع ملی و مردمی شکل گرفته،  نه بر پایه تیره ای و قومی.

      بمنظور نوشتن قانون اساسی بهتر است از قوانین کشور عزیز ایران،  و چند کشور اروپایی و آمریکایی و غیره کمک گرفت،  تا قانون اساسی نوشت.  در ضمن از جدید ترین دست آورد های علمی و تکنولوژی های نوین هم در قانون اساسی بهره برد،  منجمله انتخابات اینترنتی،  و یا مجلس های استانی و ایالتی مجازی.  زیرا عقیده دارم که مردم هر یک از بخش های کشور باید از استعداد های ملی و مردمی خود بهره ببرند،  و وابسته به منابع ایالت و یا استان جانبی نباشند.  مانند استان های بیابانی ایران،  که با داشتن کویر های پر انرژی خورشیدی رایگان،  نباید محتاج نفت و گاز باشند،  و باید از این برکت طبیعت،  بتوانند چرخه های تولیدی را بگردانند،  و تولید ثروت و دانش نمایند. 

      همچنین یکی از مهمترین موضوعات،  در نظر گرفتن تاریخ و فرهنگ یادگیری است،  به همین جهت برای قانون اساسی،  بهتر است حداکثر اعتبار را 20 سال تعیین کرد.  یک مجلس قانون اساسی،  که اعضای آن میان برگزیدگان حرفه ای قانون دان باشند،  توسط مردم انتخاب شوند.  در صورت تقاضای بیش از 50 درصد مردم،  که توسط اینترنت در سایت قانون اساسی ثبت نام کرده باشند،  این مجلس قانون گذار زودتر برپا شود،  تا بتوانند قانون اساسی را ترمیم و یا بازنویسی کنند. 

فلسفه 120 ساله عمر کنى

      در دوران هخامنشیان سال کبیسه وجود نداشت همیشه اسفند ماه 29 روز بوده، در تقویم آن زمان هر چهار سال یک روز ذخیره میشد،  و طی 120سال یک ماه ذخیره داشتند،  که آن سال را بجای 12ماه، 13 ماه اعلام می کردند،  در ماه سیزدهم هیچکس کار نمیکرد همه با خرج حکومت جشن می گرفتند بنابر این مردم در حق هم دعا می کردند،  که 120سال عمر کنند تا حداقل یک جشن یک ماهه را ببینند.!!  (اینترنت)

   عکس از زن و مردی در ییلاق های البرز،  در بسیاری از نقاط ایران،  مردم بدلیل زندگی سالم،  عمر های طولانی دارند،  و دعای انشاالله 120 سال عمر کنی اکثراً در مورد آنها صدق می کند، عکس شماره 4589.

ﺑﺎﻭﺭ ﻓﯿﻠﯽ

آیا ﻣﯽ ﺩﻭﻧﯿﺪ ﻓﯿﻞ ﻫﺎ ﺭﻭ ﭼﻄﻮﺭﯼ ﺭﺍﻡ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ؟

عکس شماره 7746 .

    ﻭﻗﺘﯽ ﻓﯿﻞ ﻫﺎ ﺑﭽﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ،  ﻃﻨﺎﺑﯽ ﺑﻪ باﯼ ﺑﭽﻪ ﻓﯿﻞ ﻣﯽ ﺑﻨﺪﻧﺪ،  ﻭ ﯾﮏ ﺳﺮ ﺩﯾﮕﻪ ﺭﻭ ﻫﻢ ﺑﻪ ﯾک ﻣﯿﻠﻪ،  ﺗﺎ ﻓﯿﻞ ﻧﺘﻮاﻧد ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻨد.  ﻓﯿﻞ ﺩﺍﺋﻢ ﺗﻼﺵ ﻣﯽ ﮐﻨد،  ﺍﻣﺎ ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧد ﺗﮑﻮﻥ ﺑﺨﻮﺭد،  ﻭ ﻫﻤﻮﻧﻄﻮﺭﯼ ﺛﺎﺑﺖ ﻣﯽ ﻣاﻧد،  ﻭﻗﺘﯽ ﻓﯿﻞ ﺑﺰﺭﮒ ﻣﯽ ﺷود،  ﻗﺪﺭﺕ ﺍﯾﻦ ﺭﻭ ﺩﺍﺭد ﮐﻪ ﻃﻨﺎﺏ ﺭﻭ ﭘﺎﺭﻩ ﮐﻨد،  ﺍﻣﺎ ﭼﻮﻥ ﺑﺎﻭﺭ ﺩﺍﺭد ﮐﻪ ﻧﻤﯽﺗﻮﻧﻪ ﭘﺲ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﻪ،  ﺣﺘﯽ ﺗﻼﺵ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﮐﻨد.  ﺟﺎﻟﺐ ﺗﺮ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻓﯿﻞ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪ،  ﺩﯾﮕﻪ ﺳﺮ ﺩﯾﮕﻪ ﻃﻨﺎﺏ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﻤﯽ ﺑﻨﺪند،  ﻭ ﺁﺯﺍﺩ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭند،  ﺍﻣﺎ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻓﯿﻞ ﺗﻼﺵ ﻧﻤﯽ ﮐﻨد،  ﭼﺮﺍ ﭼﻮﻥ ﺑﺎﻭﺭ ﺩﺍﺭﻩ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧد.  ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﻫﺎ ﺍﺯ ﺑﭽﮕﯽ ﯾﮏ ﺳﺮﯼ ﺑﺎﻭﺭ فیلی ﺩﺍﺭﯾﻢ،  که باید رهاشون کنیم.

     ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﺎﺩمون ﺑﺎﺷﻪ،  ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯿﺎﯾﻢ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﺭﺑﻂ ﻧﺪﺍﺭد،  ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﻤﯿﺮﯾﻢ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﺭﺑﻂ ﺩﺍﺭد.  ﺍﮔﻪ ﺑﻪ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎیماﻥ ﻧﺮﺳﯿﻢ ﻭ ﺑﻤﯿﺮﯾﻢ ﻣﻘﺼﺮ ﺧﻮﺩﻣﻮﻧﯿﻢ،  ﭘﺲ ﺗﻼﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺑﺎﻭﺭ ﻫﺎﯼ ﻓﯿﻠﯽمون ﺭﻭ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﯾﻢ،  ﭘﺎﯼ ﻣﺎ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﺟﺎ ﻭﺻﻞ ﻧﯿﺴﺖ ﭘﺲ ﻃﻨﺎﺏ ﺭﻭ ﻣﯽ ﮐﺸﯿﻢ ﻭ ﺫﻫﻨﻤﻮﻥ ﺭﻭ ﺁﺯﺍﺩ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ.  به راستی ﻭﺍﺳﻪ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﻫﯿﭻ ﻣﺤﺪﻭﺩﯾﺘﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭد.  (اینترنت)

این متن خوندن داره

      ﺑﻪ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﺧﺒﺮﮔﺰﺍﺭﯼ ﺁﻟﻤﺎﻥ، ﻣﺮﺩﻡ ﮊﺍﭘﻦ ﮐﻪ ﺑﺤﺮﺍﻥ ﺳﯿﻞ، ﺳﻮﻧﺎﻣﯽ ﻭ ﻧﺸﺖ ﻣﻮﺍﺩ ﺭﺍﺩﯾﻮﺍﮐﺘﯿﻮ ﺭﺍ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪﺍﻧﺪ،  ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺳﻪ ﻭ ﻧﯿﻢ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﯾﻦ یعنی ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ۴۵ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺩﻻﺭ،  ﭘﻮﻝ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺳﯿﻞ ﺯﺩﻩ ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ،  ﺑﻪ ﺩﻭﻟﺖ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩﺍﻧﺪﻩ ﺍﻧﺪ.  ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ۵۷۰۰ ﮔﺎﻭﺻﻨﺪﻭﻕ ﭘﯿﺪﺍ ﺷﺪﻩ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺳﯿﻞ،  ﮐﻪ ﺣﺎﻭﯼ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺩﻭ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﯾﻦ ﺑﻮﺩﻩ،  ﺑﻪ ﺩﻭﻟﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.  ﺳﺨﻨﮕﻮﯼ ﭘﻠﯿﺲ ﮊﺍﭘﻦ ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩ ﻣﺮﺩﻡ ﻭ ﺩﺍﻭﻃﻠﺒﺎﻥ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﮐﯿﻒ ﭘﻮﻟ ﻬﺎﯼ ﭘﯿﺪﺍ ﺷﺪﻩ ﺭﺍ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ،  ﻭ ﺗﺎﮐﻨﻮﻥ ۹۶ ﺩﺭﺻﺪ ﻣﺒﺎﻟﻎ ﭘﯿﺪﺍ ﺷﺪﻩ،  ﺑﻪ ﺻﺎﺣﺒﺎﻧﺸﺎﻥ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩﺍﻧﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.  ﺩﺭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﻣﻔﻬﻮﻣﯽ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﮔﻨﺎﻩ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ،  ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺑﺎﺯﺩﺍﺭﻧﺪﻩ ﺩﺭ ﺍﻭﻧﺠﺎ، "ﺷﺮﻣﻨﺪﮔﯽ" ﺍﺳﺖ.  برای ﻫﻤﯿﻨﻪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﺎﺭﺵ را درست ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻧﺪﻩ،  ﭘﯿﺶ ﻣﺮﺩﻡ ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﻣﯿﺸود،  ﺣﺘﯽ ﻣﻤﮑﻨﻪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺷﺮﻣﻨﺪﮔﯽ ﻧﯿﺰ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ ﺑﺰﻧد،  ﭼﻮﻥ ﺩﯾﮕﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﻧﺪﺍﺭﻩ.  (اینترنت)

عکس از سونامی ژاپن،  عکس شماره 7747.

فیلسوف و اندیشیدن

   ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺭﺍ ﻓﯿﻠﺴﻮﻓﺎﻥ و اندیشمندان ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ،  ﻣﻨﺸﺄ ﺗﻤﺎﻡ ﻋﻠﻮﻡ، ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺍﺳﺖ،  ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﻓﯿﻠﺴﻮﻑ،  ﺑﺪﯾﻦ ﻣﻌﻨﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺁﻥ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺘﻔﮑﺮ ﻧﺪﺍﺭﺩ.

عکس طرح تصویر تعدادی از اندیشمندان تاریخی ایران،  عکس شماره 2977.

   پرسش:  آیا شما در جامعه امروز ایران می توانید چند فیلسوف را نام ببرید؟  و دلایل خود را برای اندیشمند نامیدن آنها بگویید؟

تپه‌ های باستانی ایران

      نام تعدادی از تپه های معروف باستانی ایران،  جهت اطلاع مراجعه شود به سایت های باستانی ایران.

    آرپا تپه،  تپه اهرنجان،  تپه باستانی،  تپه باستانی حاجی‌آباد،  تپه باستانی خاقانی خیرآباد،  تپه باستانی دره دو چنار سپیدارک،  تپه باستانی رامجین،  تپه باستانی سرخاب،  تپه باستانی قاسم‌آباد،  تپه باستانی قلا،  تپه باستانی قلعه دشت آقربلاق،  تپه باستانی قوهه،  تپه باستانی لشکرآباد،  تپه باستانی ملک‌آباد،  تپه باستانی نمکلان،  تپه باستانی ینگی امام،  تپه پری،  تپه تاریخی آوه،  تپه چغا گلان،  تپه چیا جانی،  تپه حسنلو،  تپه رحمت‌آباد،  تپه زاغه،  تپه سگزآباد،  تپه سیلک،  تپه صاحبجان،  تپه گیان،  تپه مارو،  تپه میل،  تپه هگمتانه،  تپه یوخار قلعه،  تپه‌حصار،  چغا بنوت،  سالالا،  سراب گیان،  سنجر،  قلعه توت ایلام،  قلعه زینل‌آباد،  قلعه گبران،  گوهرتپه،  مارلیک،  موشکی،  نوشیجان،  هفت‌تپه،  تپه سنگ چخماق،  تپه‌ های شوش،  تپه مصلی همدان،  تپه کوزران،  تپه گرده‌شین،  تپه سینیز،  تپه قبرستان،  تپه ازبکی،  تپه سورپشتکی،  و...

عکس انوش راوید در تپه حسنلو،  عکس شماره 4486.

ریشه یابی رزم ژاپنی

 ریشه یابی نام ژاپن ــ  ژا = ژان = دارای جان،  مانند ژاندارم = نگهدارنده جان.  ژ از ابتدای ژن = زن آمده است،  که ژن تولید کننده است،  و جان می سازد،  ژنراتور = تولید کننده،  جهت اطلاع بیشتر به وبلاگ گفتمان تاریخ بروید،  یا معنی نام شهرها و روستاهای ایران را بخوانید،  که توضیح بیشتر دارد.

      ژاپن یا  Japan = ژا + پان = نگهبان یا نگهدار،  ژاپان یا ژاپن = نگهبان جان،  معبد الهه نگهبان ژان یا جان.

      امروز به غلط و اشتباه ژاپان یا ژاپن ایرانی را با نام  جابان می گویند،  در هزاره سوم و چهارم خورشیدی ایرانی،  فلات مرکزی ایران تا ارتفاع 1350 متر زیر دریاچه بزرگ قرار داشت،  و مردم برای رفت و آمد از قایق استفاده می کردند،  و بنادری بنام سربندر و یا سربند،  و کرج (کر = کرانه + رج = رگ = اسکله های کنار هم) استفاده می کردند.  در همین دوره مردمانی از ژاپان ایران به شرق کوچ کردند،  و بعلت آشنا بودن به کشتی و قایق به جزایر ژاپن رفتند،  و نام خود را بر آن سرزمین گذاشتند،  منجمله بدلیل شباهت کوه فوجی یاما با کوه دماوند.  همانگونه که مردم سین یا چین ایران به سرزمین چین،  و هند ایران به هند رفتند،  و غیره،  و نام خود  را به آن سرزمین ها گذاشتند،  جهت اطلاع بیشتر به جغرافیای تاریخی ایران بروید.

عکس طرح سامورایی و شمشیر سامورایی،  عکس شماره 7661.

   شمشیر سامورایی:

   کاتانا  =  کا = سنگ کوه،  کاتا = سنگ کوه دو لبه، + نا = دارای بلندی،  کاتانا واژه ای کاملاً ایرانی است.

   تمام واژه های جهانی ریشه در حروف هیروکلیف جی دارد:

   کا = کو = کوه، سنگ کوه

   کاکو = دو سنگه،  سنگ تیز کوه،  سنگ شیشه = چاقو.

   کات و کاتا = قاط = قارچ = بریدن قطع کردن = ک + ت و تا = مضاعف، که در واژه های زیادی بکار رفته است مانند:  تاتار، تاخت، تبر، تیغ و...

   کاتب = کا + تب = کنده کار یا ضربه زن در سنگ و کوه.

   تب = ضربه زدن،  که با کمی تغییر آوا در تب، تبر، تبخ، تبل و... آمده است

   شهر تب مصر که در که پر از کنده کاری است.

   کاشان = کاسان = کا + سان = معبد کوه سنگی خورشید.

   کاسی = اهل یا پیرو معبد کوه سنگی خورشید،  اهل کاشان.

   کاکا = کاکو= چاقوی سنگی خود بخود دو لبه = برادر که دو لبه است.

   شمشیر = شم وسیله نوک تیز + شیر =  قوی و برنده،  شمشیر واژه ای کاملاً ایرانی

   شم = کوه های نوک تیز ضلع شمالی خلیج فارس مانند کوه جم = در نهایت شمال

فهرست ایرانی است

   در ستون کناری،  لینک فهرست وبلاگ را قرار داده ام،  بسیاری می پندارند فهرست واژه ای عربی است،  در صورتیکه در زبان عربی ریشه یابی ندارد،  زیرا فهرست واژه ای ایرانی است.  فه اول فهمیدن به معنی آگاهی و رست به معنی رستن و روییدن است،  که در جمع می شود محل آگاه شدن رستن نوشته ها.  خود تاریخ زبان عربی ریشه در زبان کهن ایرانی دارد،  حتی آثار تاریخی مرکز کشور عربستان این موضوع را بوضوح می گوید.

      در حروف الفبای فارسی،  ف در ابتدای،  فهمیدن، فراخ، فاتک، و... آمده است،  فارسی = فا + رسی = بزرگ داننده رشد یابنده در بالا،  که معادل پارسی است.  پارسی = پرسری،  پر در سر ها،  داننده ها و حاکمان دوران باستان بودند،  به معنی نام شهرها و روستاهای ایران مراجعه شود.

ایران و ایرانی را دوست دارم

عکس زیبایی از ایران،  عکس شماره 7748.

اگر ایران به جز ویران‌سرا نیست؛

من این ویران‌سرا را دوست دارم.

اگر تاریخ ما افسانه‌ رنگ است؛

من این افسانه‌ها را دوست دارم.

نوای نای ما گر جان‌گداز است؛

من این نای و نوا را دوست دارم.

اگر آب و هوای‌َش دل‌نشین نیست؛

من این آب و هوا را دوست دارم.

به شوق خار صحراهای خشک‌َش،

من این فرسوده‌پا را دوست دارم.

من این دل‌کش زمین را خواهم از جان

من این روشن‌سما را دوست دارم.

اگر بر من ز ایرانی رود زور،

من این زورآزما را دوست دارم.

اگر آلوده ‌دامانید، اگر پاک!

من ای مردم، شما را دوست دارم

ترانه سرا (پژمان بختیاری)

در پی آزارند

دیدید مدام در پی آزارند ؟

لی لی به لالای دیگران بگذارند ؟

یک روز کلاه می نهند بر سر ما !

یک روز دگر، کلاه برمی دارند ! (نگار نگارین)

 ادامه جنایات بشر

   عکس جمع آوری سگ های کشته شده بدست انسان،  عکس از سایت تابناک با عنوان "سگ‌ کشی غیرقانونی است؛ اما حقوق حیوانات خریدار ندارد"،  عکس شماره 7749.

      متأسفانه بشر دارد با کشتن میلیونی خودش و حیوانات و درختان تنومند جنگلی،  نابودی بشریت را از زمین سرعت می بخشد.  چند روز پیش در انگلستان یک جلسه علمی بزرگ برپا بود،  و می گفتند طبیعت و کره زمین در مقابل این فجایع از خودش عکس العمل نشان داده،  و باید هرچه سریع تر در کائنات یک سیاره دیگر یافت.  متأسفانه تر!  با نگاهی به اطرافمان موج خشوت و کشتن و بی تفاوتی در مقابل طبیعت را می بینیم،  که بیشتر آن سرچشمه در عدم درک از تاریخ و بوم و مرام گرایی دارد،  و کاری از ما معدود انسانها هم ساخته نیست.  باز متأسفانه اینگونه که پیداست،  خالق خدا تا چند هزار سال دیگر تمام کهکشانها را به نابودی می کشاند.

کتاب تاریخی جدید

 

     درود،  کتاب تاریخ حضور مسلمانان و ایرانیان در قاره آمریکا پیش از کریستف کلمب از جناب دکتر حمید شفیع زاده، یک کتاب خوب و ارزشمند از اولین کاشفان قاره آمریکا است.  ایکاش نویسنده بجای چاپ کتاب گران قیمت کم تیراژ،  نوشته های خودش را از ابتدا در اینترنت منتشر می کرد،  تا علاقمندان نیز با او زودتر و بیشتر آشنا می شدند،  و با پرسشها و نظرات نوشته را کامل تر می کردند.  در واقع چاپ کتاب در این قرن،  عدم شناخت حرکت زمین زیر پا است،  و نیز باعث گران شدن بهای چوب و نابودی بیشتر جنگلها،  مصرف فراوان آب و انرژی،  و کلاً صدمه به محیط زیست است،  همچنین علاقمندان در گوشه و کنار ایران و جهان،  از مطالب مورد نظرشان محروم می شوند،  کسانیکه ادعای علم ایرانی دارند،  باید از مسائل کاسبکاری دوری کنند،  مشروح در اینجا.

   مهم ــ  امیدوارم جناب دکتر حمید شفیع زاده،  پی دی اف کتاب خودشان را درست کنند،  و رایگان در اینترنت منتشر نمایند،  تا بیشتر به بخشی از علم در ایران و برای ایرانی خدمت شود،  و نیز صحت ادعای ایران و ایرانی دوستی ها ثابت شود.


کلیک کنید:  تفسیر شاهنامه فردوسی

کلیک کنید:  اثر های جهانی تمدن های کهن آت و جی

کلیک کنید:  استان یا ستان

آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا

    توجه:  اگر وبسایت به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

ارگ   http://arq.ir


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


فهرست وبسایت انوش راوید
یکشنبه 10 آبان 1394 ساعت 08:43 | بازدید : 101 | نویسنده : ایران املاک | ( نظرات 0 )
 فهرست وبسایت

کلیک کنید:  فهرست مطالب سایت

 

 

 

کلیک کنید:  ایران و ایرانیان

 

کلیک کنید 

 

کلیک کنید:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران

 

کلیک کنید 

 

کلیک کنید:  گفتمان درباره دروغ های تاریخ

 

کلیک کنید 

 

کلیک کنید:  نمونه روستاهای ایران

 

 

 

دیدگاه خود را بنویسید

ارگ   http://arq.ir


کلیک کنید:  تماس و نظر


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران
یکشنبه 10 آبان 1394 ساعت 08:43 | بازدید : 114 | نویسنده : ایران املاک | ( نظرات 0 )

1

کلیک کنید:  دروغ مهاجرت آریایی ها

2

کلیک کنید:  دروغ حمله اسکندر به ایران

3

کلیک کنید:  دروغ حمله اعراب به ایران

4

کلیک کنید:  دروغ حمله مغول به ایران

5

کلیک کنید:  دروغ حمله ازبک به ایران

6

کلیک کنید:  دروغ غربی هلنیسم

7

کلیک کنید:  دروغ نبرد قادسیه

8

کلیک کنید:  دروغ نبرد چالدران

9

کلیک کنید:  دروغ نبرد ملازکرد

10

کلیک کنید:  دروغ های خنده دار تاریخی

11

کلیک کنید:  مطالب مختلف مهم درباره جنبش

12

کلیک کنید:  مستند تقلبی و سندرم اسکندر مقدونی

13

کلیک کنید:  تاریخ جغرافیای سیاسی در ایران

14

کلیک کنید:  گفتمان درباره اسکندر تاریخ ایران

 15

کلیک کنید:  پرسش و پاسخ درباره دروغها

 

 

 

 


کلیک کنید:  تماس و نظر


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


درباره موقعیت منطقه 22 چیتگر موقعیت استثنایی برای سرمایه گذاری
یکشنبه 10 آبان 1394 ساعت 08:38 | بازدید : 128 | نویسنده : ایران املاک | ( نظرات 0 )

درباره منطقه ۲۲ تهران

درباره منطقه ۲۲ تهران

معرفی منطقه ۲۲

رشد روزافزون جمعیت و تحولات گسترده و دامنه دا راقتصادی، بازتابی گسترده در تحولات کالبدی شهر تهران ایجاد نموده است. یکی از این پیامد ها، نحوه شکل گیری منطقه ۲۲ شهرداری تهران است. این منطقه بدون تردید بزرگترین و وسیعترین نمود های توسعه شهری متصل به تهران است. این منطقه با مساحتی بالغ بر ۱۰۰۰۰ هکتار، با هدف رفع کمبودهای خدماتی حوزه غرب تهران و نیز جابجایی بخشی از جمعیت ساکن در بافت های فرسوده تهران مرکزی و اسکان بخشی از جمعیت شهر تهران ایجاد شده است. منطقه ۲۲ دارای بالاترین سرانه کاربری فضای سبز و فضاهای خدماتی است. هم چنین حجم ترافیک و آلودگی هوا در این منطقه بسیار پایین است. ۲۶ درصد این منطقه را فضاهای سبز، به خود اختصاص داده اند. تراکم متوسط خانوار در این منطقه ۱۳۵ واحد در هکتار است. این خصوصیات، منطقه ۲۲ را به یکی از بهترین و ایده آل ترین مناطق تهران تبدیل نموده است. وجود پروژه شهرک مسکونی امام رضا (ع) نبز، جاذبه های منطقه ۲۲ را دوچندان کرده است. منطقه ۲۲، در سطح تهران و فرا شهری قابلیت دسترسی بی نظیری دارد. این پروژه در میان دو اتوبان همت و حکیم واقع شده است که اصلی ترین شریانات غرب یه شرق شهر تهران محسوب می شود. از جمله دسترسی های مهم منطقه در سطح فرامنطقه ای نیز می توان به آزاد راه تهران- کرج و بزرگراه در حال احداث تهران- شمال به عنوان شریان اصلی شمال به جنوب کشور، اشاره نمود. هم چنین منطقه ۲۲ ، دروازه غربی کلانشهر تهران نیز محسوب می شود.

مشخصات جغرافیایی و اقلیمی منطقه ۲۲ شهرداری تهران:

منطقه ۲۲ شهرداری تهران بین طولهای شرقی ”۱۰ ’۵ ۵۱ تا ”۴۰ ’۲۰ ۵۱ و عرضهای شمالی ”۱۶ ’۳۲ ۳۵ تا ”۱۹ ’۵۷ ۳۵ در قسمت شمال غربی شهر تهران و در پایین دست حوضه آبریز رودخانه کن و وردیج واقع شده است. این منطقه در شمال با کوهستان البرز مرکزی, در شرق با حریم رودخانه کن, در جنوب با آزاد راه تهران- کرج و در غرب با محدوده جنگل های دست کاشت وردآورد محدود می گردد و با مناطق ۵ و ۲۱ شهرداری تهران همجوار است به این ترتیب مرز شمالی منطقه ۲۲ شهرداری تهران تا منتهی الیه دامنه های جنوبی البرز تا ارتفاع ۱۸۰۰ متری توسعه یافته است. کوهستان البرز که طی ۳۰ سال اخیر شهر را بسوی خود جذب نموده است مانند دیواره ای هلالی شکل فضای جغرافیایی تهران را محصور می کند و از ارتفاع ۱۸۰۰ متری به علت شیب زیاد و تنگناهای کوهستانی مانع بسیار سختی در مقابل گسترش فیزیکی شهر بوجود می آورد . در محدوده منطقه ۲۲ بلندترین منطقه ارتفاعی از سطح دریا در خط مستقیم حوزه آبریز شمالی در ارتفاعات البرز و در شرق روستای کیگا با رقوم ۳۸۴۰ و پست ترین آن در خروجی پیکان شهر به ارتفاع ۱۲۲۰متر می باشد . وسعت این منطقه با احتساب ارتفاعات حدود ۵۴۰۰۰ هکتار می باشد که طول و عرض حداکثر آن بطور تقریبی مساوی ۲۶ و ۱۷ کیلومتر است. فاصله غرب محدوده طرح تا ابتدای کرج در حدود ۱۱ کیلومتر میباشد. مسیر رودخانه کن که از شمال به جنوب جریان دارد پس از نقطه خروجی در سرتاسر حد شرقی محدوده طرح کشیده شده و پذیرنده آبهای سطحی حوزه های شرقی خود که از طریق کانالهای انحرافی به آن متصل می شوند نیز می باشد. رودخانه وردآورد نیز در امتداد شمالی جنوبی و به موازات رودخانه کن جریان دارد و در قسمت شمالی در غرب منطقه میانی امتداد یافته که در پائین دست، حد غربی محدوده طرح را تشکیل می دهد . فاصله متوسط این دو رودخانه از یکدیگر در حدود ۱۰ کیلومتر است.

 مقایسه سطح منطقه ۲۲ با سطح مناطق ۲۲ گانه تهران ( ۷۰۷۵۰ هکتار ) حاکی از تعلق ۴/۸ درصد از مساحت محدوده خدماتی شهر تهران به منطقه ۲۲ و گویای وسعت چشمگیر و جایگاه مهم این منطقه در ساختار کالبدی تهران اینده ، بویژه در حوزه غربی آن است.به طور کلی باد غالب منطقه در طول سال چه در شب و چه در روز باد غربی می باشد با توجه به قرار گیری منطقه در عرض جغرافیایی ۳۵ درجه و ۴۱ دقیقه زاویه تابش آفتاب در پائین ترین موقعیت سالانه ۳۲ درجه و در بالاترین موقعیت سالانه ۷۸ درجه می باشد . میزان کلی بارندگی سالانه در این منطقه ۲۸۱ میلیمتر در سال بوده که بیشترین آن یعنی ۴۳ درصد در فصل زمستان و ۳۶ درصد آن در فصل بهار می باشد .جهت قبله در این منطقه ۳۳ درجه جنوب غربی می باشد.این محدوده در ناحیه دشت سر تهران و در قسمت دشت چیتگر قرار دارد و از لحاظ زمین شناسی از رسوبات غیر متراکمی به وجود آمده که از دامنه جنوبی کوههای البرز حمل و ته نشین شده اند و در ضخامت رسوبات آبرفتی این ناحیه یک سفره آب زیرزمینی گسترده وجود دارد شیب عمومی منطقه از شمال به جنوب بوده و اراضی مورد بررسی در حریم پهنه دوم زلزله قرار دارد. میزان تقریبی جمعیت منطقه بر اساس نتایج اولیه سرشماری ۱۳۸۵ نفوس و مسکن ۱۳۸۹۷۰ نفر می باشد.

تاریخچه و سابقه پیدایش منطقه ۲۲ شهرداری تهران:

 

رشد روز افزون جمعیت و تحولات گسترده و دامنه دار اقتصادی و … بازتابی گسترده در تحولات کالبدی شهر تهران ایجاد نموده است، که یکی از پیامدهای آن نحوه شکل گیری منطقه۲۲ شهرداری تهران است که بدون تردید بزرگترین و وسیعترین توسعه شهری متصل به تهران می باشد. این منطقه با مساحت ۱۰۰۰۰ هکتار، با هدف رفع کمبودهای خدماتی حوزه غرب تهران و نیز جابجایی بخشی از جمعیت ساکن در بافت های فرسوده تهران مرکزی و نیز اسکان بخشی از جمعیت شهر تهران ایجاد شد. منطقه ۲۲ شهرداری واقع در شمالغرب تهران در ۳۰ سال گذشته تحت پوشش فعالیتهای عمرانی ویژه ای از جهت طرح ریزی و اجرا بوده است و از دهه ۱۳۴۰ عمران این منطقه مورد توجه دست اندرکاران و سازندگان شهر تهران قرار داشته است مالکین اولیه این اراضی خانواده فرمانفرمایان وفیروزگر بوده اند. پس از تصویب طرح جامع شهر تهران این منطقه بنام یک شهر جدید تعریف و حوزه آن در دهه ۱۳۵۰ بنام شهر جدید کن به وسیله مهندسین مشاور فرمانفرمایان و همکاران طراحی شده است. در طول سالهای ۴۹ تا ۵۸ حدود ۲۰ درصد از اراضی این منطقه تفکیک شد و مالکین جزئی پیدا کرد و بقیه اراضی به قطعات بزرگ (۱۰۰۰ مترمربع به بالا) تقسیم شد . پس از پیروزی انقلاب اسلامی اراضی فرمانفرمایان و فیروزگر ملی اعلام شد و تعدادی از آنها به سازمان زمین شهری واگذار گردید و حدود ۵۰۰ هکتار از این زمینها توسط ایت ا… ملاعلی کنی که از زمان قاجار مالک این زمین ها بودند بصورت موقوفه درآمد . در طول جنگ تحمیلی ایران و عراق بعلت در درسترس بودن اراضی این منطقه ، ۲۵% ار اراضی توسط نیروهای مسلح جهت ساخت و ساز پادگانهای نظامی مورد استفاده قرار گرفت و در قسمتی از این اراضی نیز تعاونیهای مسکن شروع به شهرک سازی کردند پس از مواجه شدن مسئولین با مشکلات شهر تهران و دستیابی به این نتیجه که می توان این منطقه از شهر را به منطقه ای مطابق با الگوهای شهر نشینی تبدیل نمود و با توجه به امکان گسترش شهر تهران در منطقه ۲۲ که در طرح جامع تهران نیز پیش بینی شده بود شهرداری تهران بر آن شد تا اراضی شمال غرب تهران را به محدوده خدماتی شهر تهران الحاق نماید و بر این اساس تهیه طرح تفصیلی منطقه ۲۲ بنا به توصیه شورای عالی شهرسازی و معماری ایران در سال ۱۳۷۰ با هدف احیای مفاهیم از دست رفته شهرسازی چون هویت، خوانا بودن محیط جهت یابی و مکان یابی فضاهای مناسب شهری در دستور کار مهندسین مشاور باوند قرار گرفت. در سال ۱۳۷۳ مطالعات تهیه شده توسط مشاور باوند با عنوان طرح تفصیلی منطقه ۲۲ تصویب شد. پس از تصویب طرح تفصیلی، زمینه اجرای آن با مسائل مختلفی همراه گردید که بنا به ضرورتهای موجود مجدداً توسط مهندسین مشاور باوند و آرمان شهر بازنگری و طرح تفصیلی جدید در سال ۱۳۷۸، به تصویب کمیسیون ماده ۵ رسید و سرانجام پس از سالها تلاش و مطالعات، طرح تفصیلی منطقه ۲۲ تهران در تاریخ ۸/۶/۷۹ توسط کمیسیون ماده ۵ ابلاغ و شهرداری منطقه ۲۲ فعالیت رسمی خود را آغاز نمود. از ۶۲۰۰ هکتار اراضی منطقه، ۱۲۶۵ هکتار پارک و فضای سبز، ۶۲ هکتار فضای آموزشی، ۱۶۸ هکتار آموزش عالی، ۲۳۸ هکتار خدماتی، ۳۲۷ هکتار فضای ورزشی، ۳۵۵ هکتار دریاچه و ۱۱۶۲ هکتار مسکونی می باشد. تراکم مسکونی به سه ناحیه تراکم کم (۱۰۰ واحد در هکتار)، تراکم متوسط (۱۳۵ واحد در هکتار) و تراکم زیاد(۲۰۰ واحد در هکتار) تقسیم شده است. منطقه ۲۲ در سطح تهران و فرا شهری قابلیت دسترسی بی نظیری دارد. دسترسی های مهم منطقه، آزاد راه تهران-کرج و بزرگراه تهران-شمال می باشد که آزاد راه در حال احداث تهران-شمال به عنوان شریان اصلی شمال به جنوب کشور، مسیر اصلی رفت و آمد است. منطقه۲۲ آخرین امید شهر تهران برای ایجاد الگوی مناسب و بهینه زندگی شهری است. این منطقه که بنابر ضوابط طرح جامع جزو گسترش پیوسته شهر است هم اکنون به جز شهرکهای پراکنده و تأسیسات و ساختمانهای ورزشگاه آزادی و جنگل چیتگر خالی از ساخت و ساز شهری است. در حال حاضر جمعیت منطقه طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ نفوس و مسکن ۱۳۸۹۷۰ نفر می باشد طرح توسعه منطقه ۲۲ با ابلاغ طرح جامع تهران (مصوب ۱۳۷۰) به شهرداری تهران رسمیت کامل یافته است و بر اساس سیاستگذاری شورای نظارت بر گسترش شهر تهران و کلیات طرح جامع (حفظ و ساماندهی) منطقه ۲۲ باید تمامی کمبودهای خدماتی در مقیاس حوزه غرب تهران را در خود جای دهد .

چشم انداز توسعه:

یکی از پیشنهادات نظری ارائه شده درباره شهرسازی اینده منشوری است تحت عنوان منشور ۲۰۰۰ (بیانیه طراحی شهری برای قرن آینده) توسط عده ای از اندیشمندان تصویب شد. این منشور ضمن بررسی و نقد آنچه که در طی قرن بیستم در شهر و شهرسازی به وقوع پیوسته به پیش بینی آینده پرداخته است . این منشور هفت اصل را جهت بهبود وضع و دگرگونی (تجدید شهرها) در شهرهای کنونی پیشنهاد می نماید :

  • اصل اول : مکانهای شهری باید نقش مثبت و سازنده ای را در زندگی ساکنان شهرها داشته باشند .
  • اصل دوم : شهرنشینی باید با نظامهای طبیعی موزون و هماهنگ باشد .
  • اصل سوم : هر شهر باید شخصیت و هویت خاص و بارز خود را داشته باشد .
  • اصل چهارم : فرم شهری جدید باید جوابگوی نیازها و رفتارهای متحول جامعه باشد .
  • اصل پنجم : وسایل نقلیه باید متنوع و فراگیر باشد .
  • اصل ششم : فرایند ساختن و بازسازی میتواند اشکال مختلفی داشته باشد و گروههای ذینفع زیادی را در بر گیرد .
  • اصل هفتم : پیدا کردن استفاده های جدید برای ساختمانها و احیاء مناطق شهری موجود به همان اندازه ایجاد مناطق جدید دارای اهمیت است .

آنچه که امروزه در تحولات کالبدی شهر تهران مشاهده می گردد بیانگر فاصله داشتن از این اصول است. رشد روزافزون جمعیتی ، گستردگی جغرافیایی، تنوع قومی، رشد ناموزون و ناهماهنگ و … بازتابی گسترده در تحولات کالبدی شهر تهران ایجاد نموده است . امیدواریم اینک که بزرگترین و وسیعترین توسعه شهری و زیست محیطی متصل به تهران تحت عنوان «شهرداری منطقه ۲۲» با هدف رفع کمبود فضاهای خدماتی حوزه غرب تهران و جابجایی بخشی از جمعیت ساکن دربافتهای فرسوده تهران مرکزی و نیز اسکان بخشی از جمعیت سرریز شهر تهران در حال انجام است، با تبعیت از اصول یاد شده و با تکیه بر الطاف الهی و همت بلند متخصصین داخلی و پشتیبانی مسئولین امر و تلاش وافر کارکنان این منطقه ، سرانجامی نیکو و خوش یابد.

رضا باقری 45 84 280 0912


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 1943
:: کل نظرات : 1

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 3

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 1
:: باردید دیروز : 0
:: بازدید هفته : 952
:: بازدید ماه : 965
:: بازدید سال : 965
:: بازدید کلی : 965
Code Center
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران